fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 1235
    تاریخ انتشار : 5 شهریور 1390 0:0
    تعداد بازدید : 1277

    Deus Ex: Human Revolution

    اسرار فناوری زیستی

    انتخاب چیزی است که در اکثر بازی ها سرابی بیش نیست. در تعداد کمی از بازی ها هم حق انتخاب وجود دارد که Deus Ex: Human Revolution از آن دسته بازی هاست.

    Human Revolution ترکیب خوشایندی از بازی‌های تیراندازی اول شخص (FPS)، جاسوسی و نقش آفرینی است که به شما امکان می‌دهد هرگونه که می‌خواهید با موانع مواجه شوید. فرض کنید می‌خواهید به یک آپارتمان محافظت شده راه بیابید، می‌توانید رگبار ببندید به هرکسی که سر راه تان سبز می‌شود یا آرام به پشت نگهبان‌ها بروید، آنها را از پا دربیاورید و قفل الکترونیکی آپارتمان را هک کنید. شاید هم بخواهید از راه هواکش مخفی وارد شوید. انتخاب با شماست. این چیزی است که Deus Ex: Human Revolution را جذاب و متمایز می‌کند. اما مثل خیل بازی‌هایی که چنین ایده بلند پروازانه‌ای در سر داشته‌اند، بخش‌های مختلف بازی آنچنان سطح بالا نیست. یعنی نه تیراندازی‌ها و نه مخفی کاری‌ها جزو برترین‌ها در میان بازی‌های کامپیوتری نیست. هرچند در کل، بازی را می‌توان جزو بازی‌های خوب رده‌بندی کرد.
    داستان Deus Ex: Human Revolution از این قرار است که زمانی در آینده، حوالی سال 2027 افزایش توانایی‌ها  شیوه زندگی بشر را تغییر داده است. فناوری‌های توانمندسازی بشر موجب شده انسان  قوی‌تر، سریع‌تر و خشن‌تر شود و البته دستیابی به این توانمندی‌ها از طریق شرکت‌های فناوری زیستی ممکن است که پول زیادی طلب کند. گروهی معتقدند که فناوری توانمندسازی قدم بعدی در تکامل است  و گروهی می‌گویند این فناوری‌ها بشر را از انسانیت دور می‌کند. شرکت صنایع سریف (Sarif Industries) در دیترویت یکی از چندین شرکتی است که روی توسعه این فناوری‌ها کار می‌کند و در بازی، شما در نقش آدام جنسن قرار می‌گیرید که متخصص امنیتی در شرکت سریف است. دانشمندان شرکت در شرف دستیابی به یک فناوری سری هستند که گروهی از سربازان فوق پیشرفته وارد شرکت می‌شوند، دانشمندان را به قتل می‌رسانند، اطلاعات را به سرقت می‌برند و آدام جنسن را نیز نیمه جان رها می‌کنند.  سریف، به کمک فناوری‌های توانمندسازی، دوباره به آدام جنسن جان می‌دهد. حالا آدام یک نیمه انسان- نیمه ماشین است و باید کشف کند چه کسی پشت این کشتار بوده و با اطلاعات چکار می‌خواهد بکند. به این منظور علاوه در شهر دی-ترویت، باید به مناطق دیگری هم مثل شانگهای چین سفر کند و ذره ذره به اطلاعات دست بیابد.
    بازی به روابط بین رسانه‌ها، دولت و شرکت‌های بزرگ می‌پردازد که سوژه‌ای مدرن و جذاب است. داستان پر از تنش و لحظات تعلیق است و طراحی  خوب جلوه‌های بصری بازی هم به این تعلیق کمک می‌کند. رنگ غالب بازی طلایی وسیاه است که موجب ایجاد کنتراست می‌شود.
    بازی تلاش زیادی می‌کند که باورپذیر باشد و شما را درون خود فرو ببرد. اما همین تلاش شاید موجب شده که ضعف‌های آن هم آشکار شود. برای مثال شهرها در این بازی اگرچه خیلی بزرگ نیستند، اما وقتی از شهری به شهر دیگر می‌روید، لود شدن محیط جدید زمان زیادی می‌برد. زمان زیادی را در بازی به صحبت کردن با اشخاص دیگر می‌پردازید و این صحنه‌ها طراحی خوبی ندارد و از مد افتاده است. همچنین در نسخه اکس باکس 360 وقتی دوربین را به اطراف می‌چرخانید، بازی کند می‌شود و به نظر می‌رسد سازندگان بازی بیش از حد از موتور گرافیکی کنسولی کار کشیده‌اند. در نسخه PC البته کارایی بازی بهتر است.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :