fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 1250
    تاریخ انتشار : 5 شهریور 1390 0:0
    تعداد بازدید : 2409

    گفت و گوی فناوران با علی حکیم جوادی ، رییس سازمان فناوری اطلاعات

    پروژه ها را بر اساس برنامه جامع پیش می بریم

    فناوری اطلاعات شرکتی است در حال سازمان شدن، هنوز سربرگ هایش شرکتی است تا زماني كه اساسنامه اش برسد، اما فناوری اطلاعات منتظر نمانده است؛ رفتار سازمانی آن به ویژه در 10-11 ماهی که از روی کار آمدن حكيم جوادی می گذرد، بیشتر به چشم آمده است. شرکت فناوری اطلاعات را با انبوه پروژه هایش می شناختیم، پروژه هایی که مشخص نبود بر اساس کدام نقشه راه تعریف شده و به نظر می رسید عامل قدرت نمایی و کسب بودجه در شرکتی است که می خواهد عامل اصلی توسعه فناوری اطلاعات باشد.برای بررسی سیر تحولات و اقدامات سازمان فناوری اطلاعات با مهندس علی حکیم جوادی به گفت و گو نشسته ایم.
    گفت و گو: ایمان بیک- سیما میدانی

      آقای مهندس هم‌اکنون پروژه‌هاي بسياري در سازمان فناوري اطلاعات در حال اجراست یا برای اجرای آنها فراخوان داده‌اید؛ از جمله در بحث امنیت فضای تبادل اطلاعات تحرک ویژه‌ای در سازمان دیده می‌شد. اینها درحالی است که همچنان يك برنامه جامع و چشم‌انداز مشخص برای فناوري اطلاعات نداريم كه اين طرح‌ها را بر اساس آن پيش ببريد. به این ترتیب توسعه فناوری اطلاعات نامتوازن  و بی‌برنامه پیش نمی‌رود؟
    اتفاقا این مورد مدنظر ما بوده و يكي از كارهايي كه از سال گذشته شروع كرديم و امروز به پايان رسيده، اين است كه راهبردهاي سازمان فناوري اطلاعات را با اين پیش‌فرض كه سازمان عنصر كليدي IT در كشور بشود، در چارچوب قانون وظایف و اختیارات وزارت ارتباطات تدوین و بعد طرح جامع را تدوین کردیم. در این برنامه جامع، وظايف سازمان در 14 محور احصا شد که بر اساس آن 42 وظيفه را براي خودمان مشخص كرده‌ايم که کل بخش‌های فناوری اطلاعات را پوشش می‌دهد. در این طرح راهبردهاي خودمان و بعد اهداف کمی پنج ساله و تعدادی شاخص را تدوين كرديم. از این شاخص‌ها برنامه‌های مختلف و اقدامات کلیدی با برنامه عملیاتی و بودجه مشخص احصا شد.
    طرح جامع ما توسط يك گروه خبره تدوین شده و  به تصويب رسيده است.

      اين سند چه ويژگي‌هايي دارد؟
    يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي سند اين است كه راهبردي فناوري اطلاعات را با نگاه عمق بخشيدن به فعاليت‌هاي سازمان به عنوان عنصر كليدي فناوري اطلاعات كشور و با توجه به قانون وظايف وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تدوین کرده‌ایم. همچنين در تدوين اين سند، تمامی سندهاي قبل تا به امروز در حوزه IT از جمله سند افتا و قانون برنامه پنجم به عنوان اسناد فرادستي مورد استناد بوده و تجميع اينها خروجي كار شده است. يكي ديگر از ويژگي‌ها اين بود كه از هيات خبرگان از بخش دانشگاهي، دولتي و خصوصي در آن استفاده كردیم.
    اولين خروجي اين سند بخش محورهاي آن بود كه چهار محور است. متناظر با اين محورها يك سري راهبرد و متناظر با راهبردها نيز يك تعداد برنامه و اقدامات مشخص شده که بايد انجام شود. در نهايت به بيش از 350 پروژه رسيديم كه بايد پوشش دهيم.

      الان پروژه‌هاي سازمان بر اساس اين سند تعریف مي‌شود؟
    بله، سازمان فناوري اطلاعات هم‌اکنون بيش از 150 پروژه تعريف شده دارد که کاملا مشخص است اين طرح‌ها چگونه باید انجام شود.

      قبل از تدوین این سند هم پروژه‌هایی داشته‌اید.
     سعي كرديم با اين طرح جامع تمامي طرح‌هاي قبل را يكجا و در يك قالب بياوريم و پروژه‌هايي كه در راستاي اين طرح‌ها تعريف شده و بسياري از پروژه‌هايي كه هم‌اكنون براي اجرا داريم بر اساس اولويت و ضرورت است. تك‌تك پروژه‌ها بر اساس نياز روز و بودجه سال 90 هم در اين سند آورده شده است. بنابراین این‌طور نیست که به طور اشراقی به طراحی پروژه‌ها رسیده باشیم؛ کاملا طبق همین برنامه پیش می‌رویم.

      مفاد سند جامع‌تان  محرمانه است و می‌شود در رسانه‌ها و نشريات اعلام عمومی‌اش کرد؟
    قصد داريم در قالب يك همايش اين برنامه‌هاي را عرضه كنيم تا علاقه‌مندان در جريان قرار بگيرند و به تبادل نظر در اين زمينه بپردازند. بعضي موضوع‌ها همچون بودجه را هم نمي‌توان مطرح كرد، بخشي از پروژه‌ها هم در حوزه امنيت فضای تبادل اطلاعات است كه با يك سري شركت‌هاي فعال و مورد تایید  اجرا می‌شود.

    اما اين به هرحال سندی مرتبط با سازمان فناوري اطلاعات است و بسياري از طرح‌ها در وزارتخانه‌هاي ديگر در حال اجراست. چگونه مي‌توانید آنها را نيز تحت پوشش قرار دهيد؟
    امروز در ساختار مديريتي فناوري اطلاعات كشور يك سري تغييرات ايجاد شده که تشكيل كارگروه فاواي دولت به رياست وزير ارتباطات و فناوری اطلاعات یکی از آنهاست. اين فرصت بسيار خوبي براي دست‌اندركاران حوزه IT است، چون تصميماتي كه در آن كارگروه گرفته مي‌شود به منزله تصميمات دولت است.
    ما هم خودمان را به عنوان بازوي اجرايي اين كميته و مجری سياستگذاري‌هاي كلانی که در آنجا شكل مي‌گيرد، می‌دانیم.
    قطعا تمام موضوعات مهم در اين كارگروه بررسي مي‌شود. براي اجراي هر پروژه ما مي‌توانيم كمك كنيم كه هرچه سريع‌تر اجرايي شود. در واقع اين تعاملي در سطح ملي است و صرفا يك برنامه در سازمان فناوري اطلاعات نيست.
    از سوی دیگر از آنجا كه قانون اجراي طرح‌هاي IT را به عهده وزارت ارتباطات گذاشته، ما به عنوان بخشي از وزارت اين كار را انجام مي‌دهيم. بنابراین درگیر بسياري از پروژه‌هاي ملي هستيم.

      گفتيد كه سازمان بازوي اجرايي كارگروه فاواست. اما اين كارگروه محصول دولت دهم است و دولت دهم هم دوسال ديگر جایش را به دولت یازدهم می‌دهد که احتمالا ديگر كارگروه فاوا نخواهد داشت. نگران نیستید که حذف کارگروه فاوا کل جریان توسعه فناوری اطلاعات را به خطر بیندازد؟
    خوشبختانه در كشور موضوع IT آن‌قدر مهم شده كه دغدغه همه مديران باشد. امروز سير به نحوي است كه كشور در لايه سياستگذاري نيازمند يك سياستگذار جامع است و سازمان فناوري اطلاعات اين نقش سياستگذاري را دارد و در برخي موارد نيز  حتی به عنوان بازوي اجرايي مجمع تشخیص مصلحت فعاليت می‌کند، بنابراین اميدواریم كه در آينده اين نقش تقويت شود.

      این امیدواری چیست؟ چه اتفاقي قرار است بيفتد كه ما جايگاه فراسازماني مديريت IT در كشور داشته باشيم كه سازمان فناوري اطلاعات هم بازوي اجرايي آن باشد. آيا به دنبال این هستید كه يك جايگاه يا سازماني براي مديريت IT در كشور شکل بگیرد؟ 
    معتقدم قانون وظايف  و اختیارات وزارتخانه يك سري وظايف شفاف براي وزارت تعريف كرده كه متولي فناوري اطلاعات در كشور است. اگر به دنبال مستندات قانوني براي اين كار مي‌گرديد، كافي است كه جست‌وجويي در قانون داشته باشيد. جايي نيست كه از ديد قانونگذاري موضوعي مغفول مانده باشد. فقط ممكن است در حوزه محتوا و سرويس‌ها بحث داشته باشیم که آن هم  متوليان خودش را دارد.

      با توجه به فرآيندهاي اجراي پروژه‌ها در ايران آيا وزارت ارتباطات مي‌تواند در اين ساختار پيچيده اجرايي عمل كند؟
    ما قرار است يك سازمان حاكميتي باشيم. وزارتخانه قرار نيست نقش تصدي‌گري را اجرا كند بنابراين سه نقش عمده سياستگذاري، هدايت و نظارت را ديده و بايد بر اساس آن عمل كند. اين دغدغه‌هايي كه اشاره كرديد بخشي است كه وزارتخانه الان خيلي براي خودش نقشي نمي‌بيند و قابل انتقال به بخش خصوصي است. مجريان آن بايد بخش‌هاي خصوصي باشند. بخش دولتي باید فضا و زيرساخت را آماده كند كه بخش خصوصي با اعتماد بيشتر سرمايه‌گذاري كند و به فعاليت‌ بپردازد.
      آقای مهندس به نظر می‌رسد شما به سازمان آمده‌اید تا با توجه به شخصیت عملیاتی‌تان، جایگاه یک شرکت به سازمان ارتقا یابد و بعد فراسازمانی عمل شود. اما این خطر وجود دارد که حتی با ابلاغ اساسنامه سازمان، بعد از شما افراد ديگري بيايند و اين جايگاه فراسازماني از بين برود. به این ترتیب براي اجراي پروژه‌ها باز هم نيازمند فرآيند تبادل موافقت‌نامه‌ها و تخصیص بودجه و از این قبیل خواهیم بود. چه سازوكار قانوني پيش‌بيني كرده‌ايد كه اجراي پروژه‌ها تداوم داشته باشد؟
    خوشبختانه وقتي اساس و پايه اقدامات بر اساس يك برنامه‌ريزي استراتژيك و پنج ساله باشد و يك چشم‌‌انداز براي اجرا داشته باشيد، قطعا در آينده پروژه‌ها كمتر دستخوش تغييرات خواهند شد. به همين دليل در بدو ورود به سازمان سازماندهي اين حوزه و تدوين برنامه جامع آن مورد توجه قرار گرفت. به این ترتیب ممكن است در اين مسير يك مقدار سرعت انجام کارها تغيير پيدا كند ولي فرآيند اصلي اين است كه پروژه‌ها مسير اصلي را طی خواهد کرد.

      در مدت زماني كه آمده‌ايد، به بخش خصوصي تاكيد داشتيد. حتي موافقت‌نامه‌هايي هم داشتيد اما بحث‌هايي هست كه پروژه‌هايي به سرانجام نرسيده يا نمي‌رسد.
    بيش از 96 درصد پروژه‌هاي ما با بخش خصوصي بوده. البته تعريف بخش خصوصي واقعي را بايد داشت ولي پروژه‌هايي كه در قالب مناقصه گذاشته‌ايم حتي در قالب مشاوره اگر موافقت‌نامه‌اي با جايي امضا كرديم به انجام رسانده‌ايم. از اينكه با بخش دولتي هم كار كنيم ابايي نداريم. مي‌خواهيم از تمام توان كشور استفاده كنيم. كار زمين مانده زياد است و بايد از تمام توان كشور استفاده شود.

      در بازار فناوري اطلاعات تحرك بيشتري بايد ايجاد شود ولي بخش خصوصي هنوز راضي نيست.
    در مورد نظام صنفي كارها خوب پيش مي‌رود. در مورد بخش‌هاي ديگر اگر اين بخش‌ها مي‌خواهند خوب وارد بازار شوند، بايد جدي‌تر باشند. پروژه‌هاي كارگروه فاوا يكي پس از ديگري در حال اجراست و اينها يك تحرك ايجاد خواهد كرد. برنامه پنجم نيز در صنعت IT تحرك ايجاد مي‌كند ولي اين زمان مي‌برد.
    البته تقاضا دارم بخش خصوصی را فقط در تهران نبینید. ما برخي از پروژه‌ها را به استان‌ها واگذار كرده‌ايم و از آنها خواستيم كه از شركت‌هاي محلي خودشان استفاده كنند. این پروژه‌ها عمدتا در قالب دولت الكترونيكي است و در كاهش شكاف ديجيتالي استان‌ها موثر است. مثلا پرداخت تمام قبوض به زودي از طريق سامانه‌هاي يك‌پارچه خواهد بود که كار بسيار بزرگی است و در استان قم کلید خورده است. الان رقابت خوبي ميان بخش خصوصي و دولتي ايجاد شده و كساني كه بايد از اين فرصت استفاده كنند، بخش خصوصي است.

      اما در همین فضا که می گویید بخش خصوصی امکان کار دارد و در حوزه امنیت که اتفاقا مورد توجه شماست، اخیرا یکی از شرکت های مطرح داخلی ورشکسته شده است.
    من هم اين خبر را شنيدم. قرار است همكاران ما يك بسته حمايتي ارايه دهند. رویکرد این است که حركتي در كشور ايجاد شود كه اتكاي صنعت فناوري اطلاعات به دولت به صفر برسد. اگر اين اتفاق بيفتد بهره‌وري را در اين صنعت به حداكثر مي‌رساند.
    در يك سري از موارد دولت باید حمايت‌هاي قانوني براي فعاليت در اين حوزه داشته باشد. ما در مورد اين شركت‌هايي كه در حوزه خاصي كارهاي فناوري انجام مي‌دهند در حال كمك هستيم و انجام خواهد شد.

      پروژه‌های ملي بسياري قرار است توسط سازمان فناوري اطلاعات انجام شود. اين تعدد کار را نمی‌توان به  با يك دست چند هندوانه را برداشتن تعبیر کرد؟ اصولا هر پروژه هم اگر ملي نباشد دوست داريد يك پسوند "ملي" به آن اضافه كنيد. دليلش چيست؟
    معتقديم فناوري اطلاعات آنقدر كار برايش در كشور وجود دارد كه بدون بسيج همه افراد در اين حوزه امكان انجامش وجود ندارد. بنابراين اگر ما درگير اين تعداد پروژه در سطح كشور هستيم حالا يا ملي يا غيرملي يا به نحو ديگر پروژه‌هاي كوچك و بزرگ اينها يك بخشي با استفاده از ظرفيت خودمان است و يك بخشي با استفاده از ظرفيت‌هايي است كه در كشور وجود دارد. يكي از وظايف اصلي ما اين است كه  همين ظرفيت‌ها را در كشور شناسايي و به كار بگيريم. حتي اگر بتوانيم از كارشناسان ايراني مقيم خارج از كشور استفاده كنيم و از آنها دعوت مي‌كنيم با توجه به حجم باقي‌مانده كه بيايند كمك كنند.
    دغدغه وزارت ارتباطات در سال‌هاي گذشته چيز ديگري بود و بيشتر در حوزه‌هاي مخابراتي و پوشش دادن نيازهاي مردم در حوزه ارتباطات بوده ولي در دولت دهم رويكرد وزير بخش عمده آن رسيدن به بخش IT بوده و قطعا ما  بتوانیم در اين مدت زمان نياز است كه بخش زيادي از اين حوزه‌ها كه ممكن است مغفول مانده باشد را پوشش دهيم. به همين دليل ما درگير اين پروژه‌هاي زياد شديم و خوشبختانه از كمك خوبي هم به عنوان توان ملي و داخلي داريم بهره‌برداري مي‌كنيم و اگر عقب‌افتادگي در اين زمينه هست قصد داريم جبران كنيم.

      نام‌هايي كه براي پروژه‌هاي خود انتخاب كرده‌ايد عجيب نيست؟ سعي داريد بيشتر به يك پروژه  "ملي"  تبديل شوند؟
    يك ارتباط معني‌داري ميان نامگذاري و موضوع پروژه‌هاي ما وجود دارد. معني اين كار آن است كه يك اپراتور بومي را داريم فراخوان مي‌كنيم. بنابراين فراهم‌كننده هيچ هدف خاصي را براي نامگذاري پروژه‌ها ندارد.

      اخیرا فراخوان‌هایی براي اجراي پروژه‌ها داده‌ايد و نام‌هاي عجیبی هم براي آنها انتخاب كرده‌ايد. براي مثال نام "فخر" را به عنوان فراهم کننده خدمات رایانامه‌ای مطرح كرده‌ايد. به نظر مي‌آيد كه "فخر" اسم ايميل ملي  است.
    "فخر" اسم فراهم‌كننده خدمات است نه خود ايميل. کسانی‌که به عنوان فراهم‌کننده خدمات و در واقع اپراتور ایمیل می‌آیند کار می‌کنند، در آينده براي خودشان برندي پيدا خواهند كرد و آن برند است كه مشخص مي‌كند نام ایمیل بومی چه خواهد بود. به هر حال هر كسي براي خودش يك مدل كسب و كاري دارد و اين مدل كسب و كار عملا بعد از يك مدتي سبب مي‌شود كه برندي ايجاد شود و براي خودش ارزش پيدا مي‌كند. ما صرفا براي پروژه‌اي كه واگذار مي‌كنيم سعي كرديم از يك نام مختصر استفاده كنيم.

      در سازمان فناوري اطلاعات پروژه "ملي" خيلي تعريف مي‌شود. ما به چه دليل به يك ايميل ملي نياز داريم. "ملي" شدن آن به چه دليل است؟
    ما جز در مورد شبكه ملي اطلاعات كه در قانون برنامه پنجم ديده شده، هيچ پروژه ديگري در قالب ملي تعريف نكرده‌ايم و نمي‌كنيم. بحثي را به عنوان ايميل ملي مطرح نكرده‌ايم. ما بحث ايميل بومي را داريم. از طراحي ايميل تا ميزباني آن به صورت بومي است.
    حال اگر یک پروژه بومي گسترده و فراگير شود، ممکن است جنبه ملي هم پيدا ‌كند. اگر بررسي كنيد در كشورهاي پيشرفته مثل كره يكي از عامل‌هاي موفقيت‌شان توجه به موضوع "ملي" و اهميتي است كه به خط و زبان خودشان دادند. اينكه مردمشان توانسته‌اند از طريق IT خط و زبان خودشان را گسترش دهند. با توجه به فرهنگ غني كشورمان و با استفاده از نيروهاي متخصص داخلي اين امكان وجود دارد كه اين فناوري‌ها را بومي كنيم و بتوانيم به راحتي در اختيار مردم قرار دهيم.
     
      پس شما "ملي" كار نمي‌كنيد بلكه "بومي" كار مي‌كنيد؟
    بستگي به ابعاد موضوع دارد. در فناوري اطلاعات اگر بتوانیم پروژه بزرگي مثل سيستم‌عامل بومي را به سرانجام برسانيم، قطعا اين يك موضوع ملي است.

      در مورد همان سیستم عامل ملی که گفتید، مسایلی مطرح است. این پروژه هرگز به سرانجام نرسید و به این ترتیب این خطر هست که استفاده از پسوند "ملي" برای يك پروژه، موجب  مضحكه "ملي" شود.
    يكي از آسيب‌هاي حوزه IT در ایران زمانبر بودن اجرای پروژه‌های آن است. بيش از 70 درصد پروژه‌ها در زمان خودش انجام نشده، چون ما معمولا در انجام اين پروژه ها تكيه بر خارجي‌ها نكرد و از مشاوره آنها نيز استفاده نمي‌كنيم. بنابراين پروژه‌ها با كندي پيش مي‌رود. ولي اين به آن معنا نيست كه پروژه انجام نمي‌شود. خوشبختانه كارهاي بسيار خوبي انجام شده است.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :