آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 182817
تاریخ انتشار : 1 خرداد 1395 11:29
تعداد بازدید : 872

درباره ی فعل navigate و مشتق هایش

یوسف امیری- یکی از فعل های رایج در مدیریت داده ها و نیز در زمینه ی گردش در محیط وب فعل انگلیسی navigate است. در این ستون به این فعل و مشتق هایش می پردازم.


فعل انگلیسی navigate از فعل لاتین navigare به معنای «با ناو رفتن» گرفته شده و این واژه با «ناو» در زبان پارسی همخانواده است. معنای دوم navigate یعنی کمک به راه بردن ناو و حرکت در دریا است و نام navigator هم در زبان انگلیسی به معنای «ملوان» یا «ناوبر» بوده است. از سده ی بیستم میلادی این فعل برای هواپیما و به ویژه «راژمان» (سیستم) هدایت و راهبری آن هم به کار رفته است. از دهه ی ١٩٨٠ م. / ١٣۶٠ خ. در مدیریت داده هم به کار رفته است زیرا داده ها را به دریایی تشبیه کرده اند که خواهنده و کاربر در آن به دنبال داده ی خاصی می گردد و در آن دریا به ناوبری می پردازد. پس از ساخته شدن شبکه ی جهان گستر وب (واف) در دهه ی ١٩٩٠ م. / ١٣٧٠ خ. این فعل برای گردش در وب هم به کار رفت و یکی از نخستین مرورگرها یعنی محصول شرکت نت-اسکیپ به همین نام «ناوبر» / Netscape Navigator خوانده می شد.  در فرهنگ بسامدی شورای عالی انفورماتیک این فعل و مشتق هایش نیامده اند. در واژه های پیشنهادی فرهنگستان هم تنها کاربردهای این واژه در کشتیرانی یا به قول خودشان «حمل و نقل دریایی» آورده شده اند. و برای navigable هم «قابل ناوبری» گفته شده است که چندان «پارسی» نیست و صرف پذیری خوبی ندارد.  در «فرهنگ مهندسی داده ها» برابر پارسی پیشنهادی ما برای فعل navigator فعل بسیط (ساده ی) «ناویدن» است. در فرهنگ دهخدا و معین این فعل به معنای «جنبیدن همچون ناوی در آب» آمده است اما ما همان معنای «با ناو رفتن» را از آن خواسته ایم. در این صورت مشتق های دیگر این فعل چنین اند: navigation ناوش؛ navigation  bar میله ی ناوش؛ navigational ناوشی؛ navigator ناوگر، ناوبر، ناوشگر؛ navigable ناوش پذیر؛ navigability ناوش پذیری.  واژه ی دیگری که در انگلیسی با همین فعل ساخته شده گرچه در بحث ما کاربردی ندارد فعل circumnavigate است به معنای ناوبری گرداگرد زمین. پیشنهاد من «پیراناویدن» است به معنای ناوبری پیرامون یا گرداگرد زمین. (نظامی گنجه ای برای مفهومی مشابه «گرد برگشتن» را به کار برده: «خرامیدن لاجوردی سپهر / همان گرد برگشتن ماه و مهر»). 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :