fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 195524
    تاریخ انتشار : 22 آبان 1395 11:48
    تعداد بازدید : 486

    حس در انجام کار

    وقتی کاری به ما محول می شود، ممکن است حس های مختلفی را تجربه کنیم. این حس در قالب های مختلف و ناشی از عوامل مختلف قابل بیان است. یکی از روش های تبیین این “حس” در قالب مدلی است به نام Flow است که توسط روانشناس اهل لهستان، Mihaly Csikszentmihalyi معرفی شده است. وی این مدل را در سال ۱۹۹۰ در کتابش جای داد اما انتشار آن تا سال ۱۹۹۷ به تعویق افتاد. این نوشته به بررسی این مدل اختصاص دارد و شاید برایتان جالب باشد که این مدل در مذاهب شرقی ریشه دارد.

    این مدل حس و حالی (Mental State) را که در زمان انجام کار به فرد دست می دهد، بر اساس سطح چالشی بودن کار و سطح مهارت فرد برای انجام کار، دسته بندی می کند. به ظاهر دسته بندی ای ساده است اما درک آن به ما کمک می کند که هم حوزه های نیازمند توسعه مان را دریابیم و هم بفهمیم که چه سطحی از چالش را می توانیم تحمل کنیم، یا چه سطحی از چالش به ما انگیزه می دهد و چه سطحی ما را تخریب میکند.
    این دو عامل بسیار مهم هستند، به خصوص نگاه تلفیقی به آنها خیلی مهم است. تقریباً همه افراد مدعی هستند که از کارهای تکراری و روتین کسل می شوند، اما وقتی با جارهای چالشی مواجه می شوند، نمی توانند آن رضایت درونی و انگیختگی را تجربه کنند و حتی گاهی دچار حالات منفی می شوند. علت در همین نسبت چالش به مهارت در انجام کار است.
    برای نمونه وقتی مهارت من در کاری بالاست، اگر سطح چالش کم باشد، حالتی از آسودگی، یا بی خیالی (یا همان محدوده آرامش یا Comfort Zone) را تجربه می کنم. اگر حس خوبی که در این حالت به من دست می دهد را چنان دوست بدارم که نگذارم چالش بالاتر برود، به مرور به حالت عقب تر، یعنی کسالت دچار می شوم. نمونه های دیگر را احتمالاً خود شما با بررسی توالی حس ها درخواهید یافت و نمونه هایی از آنها را در زندگی خود خواهید یافت. توجه به اینهاست که به شما کمک خواهد کرد که حوزه های توسعه فردی خود را بشناسید.
    شاید چنین سوال هایی کمک کننده باشند که آن زمانی که در فلان کار دچار اضطراب شدم، کدام چالش قابل کم کردن بود، یا کدام مهارتم را باید توسعه می دادم؟ یا در جایی که علاقه ای به انجام فلان کار نداشتم، کدام چالش باید اضافه میشد؟ و چقدر؟ اگر این سوال ها را نپرسم و از جایی که هستم راضی باشم، ممکن است دچار آزارهایی شوم که به راحتی قابل مدیریت بوده اند.
    در مواردی مثل استرس و خشم، توجه به این موارد و اینکه چه مسیری را طی می کنم تا وارد فضای اضطراب میشوم، کمک میکنند که به هنگام ورود به آن فضاها، آماده تر باشم.
    متن کامل مقاله را در این سایت رفتار سازمانی بخوانی. 


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :