fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 20866
    تاریخ انتشار : 9 دی 1391 2:39
    تعداد بازدید : 569

    رفاقت با آقای نویسنده

    انگار طلسم شده بود. برای منِ کرم کتاب، که آسیابم همه جور کتابی آرد می کرد، عجیب بود که این همه تعریف از نویسنده ای و کتاب هایش شنیده باشم و سراغش نرفته باشم. ناتور دشت همیشه برایم اتفاقی نیفتاده بود و خاطرات شخصی یک سرباز را، نخوانده، شب آغاز سربازی بهترین دوستم به او هدی
    ه دادم و رفت.

    وحید ناظمی

    به‌لطف عزیزی بالاخره ناتور دشت به دستم رسید. درواقع توی ماشینم جاماند و یک شب مهمانم شد؛ اتفاقی که مرا با نویسنده‌ای خلاق آشنا کرد که «هولدن» دست‌پرورده‌اش هنوز گاهی گوشه‌های ذهنم را قلقلک
     می‌دهد.
    بعد از ناتور دشت میل عجیبی به کشف باقی دنیای سلینجر داشتم. خاطرات شخصی یک سرباز اتفاق خوب بعد بود و فرنی و زویی وادارم کرد پریِ مهرجویی را دوباره ببینم و این بار بیشتر لذت ببرم.
    قدم‌زدن در دنیای سلینجر خواننده را هم‌قدوقواره شخصیت‌های قصه می‌کند. انگار هیچ راه فراری نداری. مجبوری کنار هولدن قدم بزنی و به‌قول خودش از اینکه نویسنده دوست صمیمی‌ات نیست تا بتوانی به او تلفن بزنی، دیوانه بشوی.
    در سرزمین سلینجر نهایت آرزو آنجاست که پسربچه‌ها یاد بگیرند جنگ را تحقیر کنند و از آن بیزار باشند. یک‌بار خواندن این خط‌ها شاید آنها را برای همیشه در ذهن ماندنی کند:
    اگه به پسربچه‌های آلمانی یاد داده بودن که خشونت و تحقیر و مسخره کنن، اون وقت هیتلر الان مجبور بود واسه اینکه خودی نشون بده، بره یه غلط دیگه بکنه.
    برای فرورفتن در کتاب‌های نویسنده گوشه‌گیر شهر کورنیش و لذت‌بردن محض از آنها باید صرفا خواننده بود.
    باید خیال را آزادانه در اختیار سلینجر گذاشت تا ببردش هر جا که خودش می‌خواهد. نگاه نقادانه به آثار او (البته نگاه من به مقوله نقد همیشه کمی با بدبینی همراه بوده است. شاید به‌بهانه‌ای در این مورد هم مطلبی نوشتم) خواننده را از درک زیبایی انکارناپذیر این کتاب‌ها محروم
    می‌کند.
    همان‌طور که دنیس ال.اُکانر در کتاب جی.دی.سلینجر: نوشتن به منزله مذهب می‌گوید:
    ناکامی منتقدان در کاویدنِ زیبایی‌شناسیِ پیچیده و سنت‌های معنوی‌ای که قدرت داستان‌های سلینجر از آنها نشات گرفته، به‌دلیل ساختار علایق مذهبی‌اش، رویکردش به زبان، شخصیت‌پردازی و طنز خیلی مهم است؛ همان‌طور که بادی گلسِ نویسنده به خوانندگانش می‌گوید: «حقیقت است. لطفا ساده نگاهش نکنید. احساسش کنید.»


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :