fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 21992
    تاریخ انتشار : 7 بهمن 1391 11:31
    تعداد بازدید : 1028

    سرزدن به کتاب خانه پدری

    حرف تکراری اینکه وقتی تیراژ کتاب در کشور هفتاد میلیونی نهایتا سه هزار نسخه باشد، دیگر چه جای مرثیه برای قیمت بالای این محصول باقی می ماند پس بیایید درباره این حرف بزنیم که قیمت خوراک و پوشاک و ملک چقدر بالا رفته است. اما من فکر می کنم بیایید آن سه هزار نفری که چاپ اول کتابی را می خریدند دریابیم. آنها که علاوه بر گرانی مایحتاج اولیه با مشکل ناتوانی خرید کتاب هم روبه رو شدند. سال های قبل راه کار این آدم ها، این معدود شهروندان کتاب خوان و اهل مطالعه، صرفه جویی و حذف مواردی از سبد خریدشان بود که زیاد فشاری به کل زندگی شان وارد نکند؛ فرض کنید پیاده رفتن مسیری در ماه و یا کم کردن سیگار که چه پسندیده هم هست. آن زمان زمزمه هایی بود از طرف آدم های بدبین که می گفتند کتاب دارد به شی لوکس بدل می شود. همان ها الان می گویند دیدید گفتیم!

    سپینود ناجیان

    حالا اما خوش‌بین‌ها سعی می‌کنند چاره بیندیشند مثل خرید کتاب دست‌دوم، اقبال بیشتر به کتاب‌خانه‌ها قرض گرفتن کتاب و خواندنش و عدم مالکیت بر کتاب. خلاف‌کارها دانلود غیرقانونی کتاب را برگزیده‌اند و بعضی اهل فرهنگ هم می‌گویند کاریشان نداشته باشید کتاب را باید خواند. نویسندگانی هم هستند که ظاهرا با این استدلال که باید جنگل‌ها را حفظ کرد و نه هیچ فکر دیگری (!) از ابتدا آثارشان را در اینترنت عرضه می‌کنند که خب خیلی دردسرهای دیگر را هم ندارند. ولی افسوس که خیلی‌ها هستند از همان سه هزار نفر مردم شریف اهل مطالعه که عطای کتاب‌خواندن را به لقایش بخشیدند.
    من؟ راستش نمی‌شود اسمش را راه‌حل گذاشت، بیشتر دل‌خوش‌کنک است تا راه‌حل اما نیازم به خواندن را مرتفع می‌کند. اینکه هر از چند گاه کتابی را بازخوانی کنم. چند وقت پیش که خشم و هیاهوی فاکنر را باز می‌خواندم یادداشت‌های حاشیه‌ کتابم من را به سال‌های خیلی قبل برد. کتاب گران است فعلا نوستالژی را مفت به دست بیاریم و خوشحال باشیم از نفسی که ممد حیات شده و برآمدنش ذات آدم را مفرح می‌کند.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :