fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 24372
    تاریخ انتشار : 26 اسفند 1391 11:26
    تعداد بازدید : 983

    نوشتن، همین و تمام

    برای جان های خسته نوشتن گریزگاه و مأوایی ست به دنیایی که در آن می شود چارچوب ها را شکست، مرزها را در نوردید، نداشتنی ها را داشت و هزاران غیرممکن ِ دیگر را ممکن کرد. آدم اختیارش را می دهد دست ِ ناخودآگاهش و می نویسد و می نویسد و می نویسد. از بوی عید، از ماهی تنگ بلور، از آرزوها، هر چقدر هم که در دنیای واقعی مشامش خالی از این ها باشد. هیجان انگیز است وقتی که فکر کنیم می توانیم تمام مکنونات قلبی مان را در قالب کلمات برای خودمان ثبت کنیم، وقتی که بدانیم می توانیم رنج هایمان را که دست از آزار بر نمی دارند رام ِ جملات و عبارات کنیم . وقتی که از پنجره اتاق آلودگی شهرِمان را می بینیم یک لیوان چای بریزیم و پشت میز بنشینیم و همانطور که دست هایمان به گرمای لیوان مشغولند صدای ریتم وار تایپ کردنمان عجین با یک آهنگ، موسیقی جدیدی بسازد و با هر کلمه گامی به آرامش نزدیک ترمان کند.

    نادا صبوری

    نوشتن، خلق کردن است؛ خلق کلمات و عباراتی که مثل بندگان ِ رام شده‌مان هستند و همین خلق کردن، همین صاحب ِ کلمات و دنیای سحرآمیزشان شدن برای انسان معاصر که از خیلی چیزها بیگانه شده و پیوند بریده ‌است، منتهای آرامش است. هر چقدر هم که این آرامش لحظه‌ای و گذرا باشد.
    نوشتن اما بدون خواندن میسر نیست. همه پیش از آنکه جمله‌ای بنویسیم از تاثیر شگرفی که نوشته‌های نیچه و شوپنهاور و تولستوی و سارتر و که و که بر وجودمان گذاشته‌اند بر خود لرزیده‌ایم و پیش خودمان فکر کردیم آیا هرگز هیچ کسی دیگر می‌تواند این تاثیر را در قالب کلماتش تکرار کند؟ پس به احترام ِ تمام آنهایی که هنرِ خواندن را با نوشته‌های بی بدیلشان یاد گرفتیم: سلین و سرخ و سیاهش، دوراس و لل.و.اشتاین ِ دوست‌داشتنی‌اش ، دولت آبادی و غمی که هنوز از کلیدرش به قلبمان مانده‌است، دوبوآر و اندیشه‌های نابش و صدها خالقِ دیگر که آثارشان بر این دنیای سراسر سیاه تَرَکی انداخته ‌است بلکه نور خورشید از شیارهایش نجاتمان دهد، کلاه از سر بر داریم و فریاد برآوریم: نوشتن، همین و تمام.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :