آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 25257
تاریخ انتشار : 26 فروردین 1392 11:30
تعداد بازدید : 551

جنس دوم، جنس سیمون دوبوآر

آن روزها کتاب فروش بودم، خوب به خاطر دارم. مردادی گرم که رخوت و سستی ساعت سه بعدازظهرم با وانهاده رنگ و بوی دیگری گرفته بود.

نادا صبوری

هنوز صدای زنی که کلمات را شمرده شمرده می‌خواند در گوشم تکرار می‌شود: وانهاده، نوشته سیمون دوبوآر، ترجمه ناهید فروغان. خوب به خاطر دارم که با جمله جمله کتاب احساس می‌کردم چقدر این زن بر تمام احساسات و تاملات درونی انسان وانهاده، انسان دیگری انگاشته شده، انسان مورد خیانت واقع شده اشراف دارد و پایان سهمگین کتاب در اوج استیصال مونیک: "می‌ترسم و نمی‌توانم کسی را به کمک بخوانم، می‌ترسم".
سیمون دوبوآر نویسنده‌ای است که با او می‌شود به ناشناخته‌ها و تجربه نشده‌ها سفر کرد، به سالخوردگی رفت و دریافت که هر چه پیرتر شویم سخت‌تر تغییر خواهیم ‌کرد.
دریافت که 30 سال بعد چگونه خواهیم بود؟ چقدر شکسته شده‌ایم؟ چقدر خسته‌تر؟ چقدر آرام‌تر خواهیم بود؟ برای من دوبوآر و نوشته‌هایش مثل یک تکیه‌گاه است. تکیه‌گاهی برای آرامش و برای اینکه بدانم سال‌ها پیش از ما انسانی، به دغدغه های که امروزه ذهن آزاداندیشان اندیشیده و پاسخ‌هایی درخور یافته بود.
تحلیل کرده بود، تحلیل‌هایی که جواب‌ بسیاری از چراهای ذهن‌مان را می‌دهند. چرایی فرودست ماندگی، چرایی جنس دوم بودن. به جنس دوم اندیشیده است جنسی که به قول خودش "زن زاده نمی‌شوند، زن تربیت می‌شوند" .


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :