fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 28454
    تاریخ انتشار : 25 خرداد 1392 11:27
    تعداد بازدید : 776

    گفت و گو با مارک دین، پژوهشگر ارشد IBM به مناسبت یکصد سالگی این شرکت

    به این زودی ها برای لپ تاپ مجلس ختم نمی گیریم

    مارک دین یکی از محققان برجسته شرکت IBM است که افتخارت زیادی تا کنون کسب کرده است. در کارنامه حرفه ای او می توان عناوینی همچون عضویت در آکادمی فناوری IBM، جایزه دانشمند برتر موسسه ملی علوم امریکا، مهندس برجسته سال و بسیاری عناوین دیگر را مشاهده کرد. او در سال 1995 به سطح علمی پژوهشگر در IBM ارتقا پیدا کرد که بالاترین رده فنی در این شرکت است.
    مجله PCMag به مناسبت یکصدمین سال تاسیس IBM مصاحبه ای با او انجام داده که در ادامه می خوانید. مارک دین در این گفت وگو از آینده فناوری صحبت می کند و تاکید دارد که مفاهیم تکنولوژی را در قالب کاربردی آنها مطرح کند.

    چه شد که کامپیوترهای IBM‌ تولید شد و دلیل موفقیت آنها چه بود؟
    سال‌ها پیش من و 12 نفر دیگر از محققان در فلوریدا کار را شروع کردیم و نتیجه این همکاری دستگاهی بود که IBM PC نامیده شد. واقعا دوران خوبی بود و ما در اوج بودیم چون در کنار یکدیگر تیم خوبی را تشکیل می‌دادیم. برای پاسخ به نیازهای آن زمان برنامه‌های متعددی داشتیم و روی کاربردهایی مثل مستندسازی، انتشار محتوا و کارهای دفتری متمرکز بودیم. فکر می‌کنم دلیل اصلی اینکه رایانه‌های شخصی انقدر موفق شدند این بود که اجازه دادیم تا بقیه بازیگران هم به میدان بیایند. آنها طرح‌های اختصاصی خود را داشتند و ما نیز روی ارزش‌های افزوده مثل دیاگرام‌های منطقی و نرم‌افزارهای مورد نیاز فعالیت کردیم. ما گفتیم این رایانه را ما ساختیم و منطق آن هم این است اگر می‌خواهید چیزی به آن اضافه کنید می‌توانید از این ساختار بهره ببرید. بنابراین فقط لازم بود شما قطعات را پیدا کنید و خودتان آنها را به یکدیگر متصل کنید. این تنها دلیلی است که صنعت رایانه تا این حد رشد کرد اگر ما خودمان این کار را می‌کردیم نهایتا می‌توانستیم چند صد تا چند هزار دستگاه بفروشیم ولی با یک محصول درست در زمان درست ما هم کار درست را انجام دادیم.
    حتما از این نرخ رشد تعجب کردید؟
    نه. از اینکه رایانه تبدیل به یک محصول عمومی شدند تعجب نکردم. در حقیقت فکر می‌کنم زمانی بیش از اندازه زیادی طول کشید تا رایانه‌ها به این نقطه برسند. آنها توانایی مناسبی داشتند ولی برای پاسخ به نیازهای عمومی مردم باید درخواست‌های بیشتری را پاسخ دهند. نرم‌افزارها و قابلیت‌های زیادی برای افرادی که رایانه را می‌شناسند تولید شده‌اند اما برای یکی مثل مادر من مناسب نیستند. رایانه‌ها فوق‌العاده‌اند، کاربردهای بی‌نظیری دارند و بسیار مفید هستند ولی روی زندگی او تاثیری ندارند.
    فکر می‌کنید ابزارهای همراه می‌توانند جای رایانه‌های شخصی را بگیرند؟
    امروز ما تبلت‌ها را داریم و در دنیای مدرن این ابزارها انتخاب می‌شوند. تبلت‌ یک وسیله انتقالی است و من آن را دوست دارم. همیشه گفته ام اگر می‌خواهیم کاربرد کاغذ را عوض کنیم به چنین وسیله‌ای نیاز داریم و موضوع اینجا است که آنها هنوز دو سه قدم با جایگزین کاغذ شدن فاصله دارند. پس می‌گویم که ابزارهای دستی انتخاب امروز ما هستند. اما هنوز من چالش زیادی پیش روی آنها می بینم. فکر می‌کنم رایانه‌های شخصی و لپ‌تاپ‌ها همچنان حضور خواهند داشت اما رشد آنها متوقف می‌شود و تنها موضوعی که باعث می‌شود حیات این ابزارها ادامه داشته باشد، نحوه ورود اطلاعات است. ما هنوز به کیبورد نیاز داریم. اگر بخواهم حجم زیادی از اطلاعات را وارد رایانه کنم، تنها انتخاب من کیبورد است. در حال حاضر ابزارهای دستی از نظر قالب‌های اطلاعات و رفتار ما در زندگی روزمره تعیین‌کننده هستند. اگر این ابزارها را در اجرای کارهای روزمره هدف قرار دهم هر کاری کنم تحت تاثیر آنها خواهم بود.
    به نظر شما آینده پردازش به چه شکل خواهد بود؟
    ما به راهی بر می‌گردیم که در گذشته رفته‌ایم. IBM این بازگشت را زمانی انجام داد که از طریق رایانه‌های شخصی قابلیت ذخیره‌سازی اطلاعات را ایجاد کرد و حالا مردم را تشویق می‌کند دوباره به رایانش ابری باز گردند. در گذشته ما ابر رایانه‌ها را ساختیم و این توانایی را به مردم و شرکت‌ها دادیم تا اطلاعات خود را به صورت متمرکز و از طریق یک پردازشگر مرکزی مدیریت کنند. سپس به آنها گفتیم که حالا می‌توانید اطلاعات را روی رایانه‌های خود نگه دارید و حالا به آنها می‌گوییم ذخیره اطلاعات روی سرویس‌های رایانش ابری کارآمدی بیشتری دارد.
    زمانی که داده‌ها روی ابر است برای دسترسی به آنها تنها به یک وسیله کوچک نیاز دارید. ما هم می‌توانیم امنیت بیشتری برای آن فراهم کنیم. در زمینه ذخیره‌سازی اطلاعات ما روی فناوری‌هایی کار می‌کنیم که فضای ذخیره‌سازی هارددیسک و سرعت دسترسی رم را داشته باشند. اگر من بتوانم یک ترابایت اطلاعات را روی فضای به اندازه یک چهارم حجم فعلی ذخیره کنم آن گاه می‌توانم راه و رسم ساخت ماشین‌ها را عوض‌ کنم.
    یک مثال می‌زنید؟
    فکر می‌کنم در 25 سال آینده دیگر چیزی به نام کیف پول وجود نخواهد داشت. ابزار دستی من، اطلاعات تمام کارت‌های اعتباری، گواهینامه، پاسپورت، اطلاعات پزشکی، عکس، موسیقی و هر آنچه که نیاز دارم را فراهم می‌کند. پس دیگر نیازی به کیف پول نیست. اما در آن زمان باید ترمینال یا کیوسک‌هایی باشد تا بتوانم زمانی که قصد ورود اطلاعات را دارم یا لازم است داده‌ها را در صفحه نمایش بزرگ تری مشاهده کنم از این کیوسک‌ها استفاده کنم. امروز اگر کیف پولم را گم کنم تا هفته‌ها درگیر تبعات آن هستم. باید کارت‌ها را غیرفعال کنم به چندین نهاد دولتی اطلاع دهم و درخواست صدر مجدد اسناد خود را داشته باشم. اما اگر یک ابزار دستی گم می‌شود تنها کاری که لازم است انجام شود این است که آن را خاموش کنم و به شرکتی که به من خدمات می‌دهد بگویم تا یک وسیله دیگر برایم بفرستد و دوباره همه اطلاعاتم را داشته باشم.
    غیر از مواردی که گفتید به نظر شما فناوری با چه چالش‌هایی روبه رو است؟
    ما رایانه را برای محاسبات ساختیم؛ اما امروز بسیاری از شرکت‌ها داده‌گرا هستند و به نتایج عملکرد داده نیاز دارند. مثلا داده‌ای که از بازار سهام بدست می‌آید این گونه است. شرکت‌ها بر اساس داده‌های که جمع‌آوری می‌کنند ارزش‌گذاری می‌شوند و کمپانی‌ها هنوز هم نیاز زیادی به روش‌های مدیریت داده دارند. نرم‌افزارها باید کیفیت بیشتری در کار با کدها پیدا کنند و تجزیه و تحلیل اطلاعات موج بعدی در دنیای فناوری خواهد بود. قابلیت‌هایی که فراتر از CRM و ERP است.
    ما در مورد رایانه‌هایی صحبت می‌کنیم که مخفی هستند. من نباید رایانه را ببینم و زمانی که این اتفاق رخ دهد قابلیت‌های تولیدی جامعه افزایش پیدا می‌کند. من نیازی ندارم بدانم سیستم عامل کجاست و چیست؛ فقط آنچه را که می‌خواهم انجام دهد. ما باید این ماشین‌ها را تبدیل به محصولاتی کنیم که قابل استفاده باشند و مانند لباس‌هایی که می‌پوشیم در اختیار ما باشند.
    IBM در آینده به کدام سو می‌رود؟
    ما کارهای بزرگی در IBM کرده‌ایم. می‌توانید به مدارهای مکانیکی، مدارهای چاپی و لوله‌های خلاء فکر کنید. این تحولات را IBM انجام داده است. شرکت‌های زیادی از نتیجه یکی از این جهش‌های فناوری استفاده می‌کنند و موفق می‌شوند. اما در هر کدام از این تحولات ما راهبرد را تعریف کرده‌ایم و مخاطرات آن را پذیرفته‌ایم. شرکت‌هایی که واحدهای عملیاتی تحقیق و توسعه در اندازه ما دارند، بسیار اندک هستند. "واتسون" یک مثال عالی از پژوهش‌های فناوری است. به خاطر دارم که چندین سال پیش در اتاق کنفرانس نشسته بودیم و اعتقاد داشتیم که هرگز نمی‌توانیم کاری که واتسون انجام داد را تکرار کنیم. واتسون یک برنامه کامپیوتری با هوش مصنوعی است که می‌تواند به برخی سوالات علمی پاسخ دهد. اما گفتیم که اگر بخواهیم در برابر یک قهرمان رقابت کنیم باید قهرمان باشیم و شدیم. ما نمی‌دانستیم که نمی‌توانیم. مانند


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :