fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 30317
    تاریخ انتشار : 1 مرداد 1392 11:15
    تعداد بازدید : 656

    IQ سیستم‌های هوش مصنوعی محک زده شد

    کودکی چهار ساله و بلبل زبان به نام هوش مصنوعی

    مدت هاست که دانشمندان درباره دست یافته های خود در زمینه هوش مصنوعی صحبت می کنند، اما به نظر شما این سیستم ها واقعا چقدر باهوشند؟ محققان دانشگاه ایلینویز شیکاگو برای پاسخ به این سوال دست به ابتکار جالبی زده اند و از باهوش ترین سیستم های هوش مصنوعی (AI) تست هوش یا IQ گرفته اند. آنها سیستم ConceptNet 4 را که توسط محققان موسسه فناوری ماساچوست (MIT) ساخته شده، انتخاب کردند و از آن تست هوش گرفتند. نتیجه واقعا جالب بود: هوش این سیستم در حد توانایی ذهنی یک کودک چهار ساله است.

    گزارش:‌ نسترن صائبی
    منابع: کامپیوتر ورلد و ویکی‌پدیا

    رابرت اسلون (Robert Sloan)، مدیر علوم کامپیوتر این دانشگاه می‌گوید: هنوز راه زیادی تا دست یافتن به یک هوش مصنوعی عاقل و هوشی که بتواند به سوالات کلی پاسخ دهد و مهارت‌های یک بچه هشت ساله را داشته باشد، داریم. وی هدف از این پروژه را تمرکز روی نقاطی از هوش مصنوعی دانست که در تحقیقات این زمینه چالشی بزرگ به حساب می‌آیند. این در حالی است که دانشگاه ایلینویز هفته گذشته گزارش داد که محققان این سیستم هوش مصنوعی را نظر توانایی کلامی توسط یک ارزیابی IQ استاندارد مخصوص کودکان مورد آزمایش قرار دادند. در حالی که این سیستم هوش مصنوعی هوشی معادل IQ یک بچه را دارد،‌ اما از برخی جهات با آن متفاوت است و امتیازاتی که این هوش مصنوعی در بخش‌های مختلف به دست آورده، گاهی بیشتر و گاهی کمتر از هوش انسانی است. اسلون در این مورد می‌گوید: ConceptNet 4 در آزمایش واژه‌شناسی و توانایی شناسایی کلمات مترادف مهارتی بسیار بیشتر از یک کودک چهار ساله دارد. اما از نظر توانایی‌ درک کلمات در سوالاتی که با چرا آغاز می‌شدند، در سطح پایین‌تری قرار دارد. به گفته اسلون، یکی از صدها مشکل محققان در زمینه تحقیقات هوش مصنوعی ساخت یک برنامه کامپیوتری است که بتواند براساس تغییر شرایط، درست قضاوت کند. به طور کلی، برنامه‌ریزی یک عقل سلیم کار بسیار دشواری است، زیرا هنوز دانشمندان به این نتیجه نرسیده‌اند که چطور می‌توانند دانشی درباره آنچه انسان‌ها از حقایق روزمره دریافت می‌کنند- مثلا اینکه یخ احساس سرما به انسان می‌دهد- به سیستم‌ها بدهند. وی می‌افزاید:‌ همه ما دانش عظیمی درباره مسایل و اشیای پیرامون‌مان داریم. مثلا اینکه بچه‌ها قبل از راه رفتن چهار دست و پا راه می‌روند و با ضربه زدن به اشیا و با به دهان بردن آنها را حس می‌کنند و می‌شناسند. جالب است که ما درباره سگ و گربه‌ها هم همین روش را پی می‌گیریم.
    رویای محققان هوش مصنوعی
    رویای طراحان اولیه كامپیوتر از بابیج تا تورینگ، ساختن ماشینی بود كه قادر به حل تمامی مسایل باشد، البته ماشینی كه در نهایت ساخته شد (كامپیوتر) به جز دسته‌ای خاص از مسایل قادر به حل تمامی مسایل بود. اما نكته در اینجاست كه این «تمامی مسایل» چیست؟ طبیعتا چون طراحان اولیه كامپیوتر، منطق‌دانان و ریاضیدانان بودند، منظورشان تمامی مسایل منطقی یا محاسباتی بود. به این ترتیب عجیب نیست، هنگامی كه فون‌ نیومان سازنده نخستین كامپیوتر، در حال طراحی این ماشین بود، كماكان اعتقاد داشت برای داشتن هوشمندی شبیه به انسان، كلید اصلی، منطق (از نوع به كار رفته در كامپیوتر) نیست، بلكه احتمالا چیزی خواهد بود شبیه ترمودینامیك!
    به هرحال، كامپیوتر تا به حال به چنان درجه‌ای از پیشرفت رسیده و چنان سرمایه‌گذاری عظیمی روی این ماشین انجام شده است كه به فرض اینكه بهترین انتخاب نباشد هم، حداقل سهل‌الوصول‌ترین و ارزان‌ترین و عمومی‌ترین انتخاب برای پیاده‌سازی هوشمندی است. بنابراین ظاهرا به نظر می‌رسد به جای سرمایه‌گذاری برای ساخت ماشین‌های دیگر هوشمند، می‌توان از كامپیوترهای موجود برای پیاده‌سازی برنامه‌های هوشمند استفاده كرد و اگر چنین شود، باید گفت كه طبیعت هوشمندی ایجاد شده حداقل از لحاظ پیاده‌سازی، كاملا با طبیعت هوشمندی انسانی متناسب خواهد بود، زیرا هوشمندی انسانی، نوعی هوشمندی بیولوژیك است كه با استفاده از مكانیسم‌های طبیعی ایجاد شده و نه استفاده از عناصر و مدارهای منطقی.
    در برابر تمامی استدلالات فوق می‌توان در مورد این نكته فکر کرد كه هوشمندی طبیعی تا جایی كه ما سراغ داریم، تنها بر طبیعت و با استفاده از روش‌های طبیعی ایجاد شده است. طرفداران این دیدگاه تا آنجا پیش رفته‌اند كه حتی ماده ایجاد كننده هوشمندی را مورد پرسش قرار داده‌اند؛ كامپیوتر از سیلیكون استفاده می‌كند، در حالی كه طبیعت همه جا از كربن سود برده است.
    مهم‌تر از همه، این نكته است كه در كامپیوتر، یك واحد كاملا پیچیده مسوولیت انجام تمامی اعمال هوشمندانه را به عهده دارد، در حالی كه طبیعت در سمت و سویی كاملا مخالف حركت كرده است. تعداد بسیار زیادی از واحدهای كاملا ساده (به عنوان مثال از نورون‌های شبكه عصبی) با عملكرد هم‌زمان خود (موازی) رفتار هوشمند را سبب می‌شوند.
    بنابراین تقابل هوشمندی مصنوعی و هوشمندی طبیعی حداقل در حال حاضر تقابل پیچیدگی فوق‌العاده و سادگی فوق‌العاده است. این مساله هم‌اكنون كاملا به صورت یك جنجال علمی در جریان است.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :