fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 3122
    تاریخ انتشار : 28 آبان 1390 9:3
    تعداد بازدید : 930

    نگاهی به پیشینه سرقت اطلاعات از عهد باستان تا به امروز

    شکلات دزد عاقبت هکر می شود!


    با افزایش حجم اطلاعات و به نوعی انفجار داده به واسطه پیدایش اینترنت، سرقت اطلاعات هم به یکی از مشکلات روزافزون تبدیل شده است. شاید روزی نباشد که با اخبارهایی در مورد هک یک شبکه و سرقت اطلاعات شخصی و یا محرمانه شرکت یا سازمانی سروکار نداشته باشیم. اما از نظر خیلی از ما، سرقت اطلاعات مساله ای است که مربوط به دنیای امروزی ما می شود، در حالی که شاید جالب باشد بدانید که این موضوع در دوران باستان نیز وجود داشته و در آن زمان نیز مردم بسته به دورانی که در آن زندگی می کردند، با موضوع سرقت اطلاعات مواجه بودند. تاریخچه سرقت اطلاعات ما را به برخی جرایم بزرگ هدایت می کند. همین چایی که روزانه می نوشید، دستور درست کردنش تا زمانی که اطلاعات مربوط به آن سرقت نشد، فاش نشد. در ادامه به تاریخچه ای از سرقت اطلاعات می پردازیم:

    گزارش: نسترن صائبی
    منبع: PopSci

    دوران باستان: جاسوسان بابلی، یونانی و رومی
    پيش از ورود اينترنت و پدیدار شدن زبان نوشتاري و حتی قبل از اینکه مفهوم کشورداری به وجود آید، جاسوساني وجود داشتند كه با سرقت اطلاعات از افراد به گروه‌هاي مخالف آنها كمك مي‌كردند. جاسوسي از قديمي‌ترين مشاغل جهان محسوب مي‌شود.
     براساس كتاب «از A تا Z اطلاعات خاورميانه»، حروف تصویری و نوشته‌هایی روی پاپيروس مصر وجود دارند که وجود جاسوس‌های درباری در آن زمان را اثبات می‌کنند. این جاسوس‌ها از  يكهزار سال پيش از ميلاد روي جمع‌آوري اطلاعات خارجي در مورد قدرت سياسي و نظامي رقبايي مانند روم و يونان تمركز داشتند. در حقیقت، جاسوسی و جمع‌آوری اطلاعات در آن زمان یکی از مسایل مهم سیاسی و نظامی در میان بابلی‌ها بود و میزان پیروزی قوم یا ملتی بر دشمن خود بستگی زیادی به میزان و درستی اطلاعاتی داشت که توسط این جاسوس‌ها جمع‌آوری می‌شد.
    یونانی‌ها و رومی‌ها از شبکه‌های جاسوسی استفاده می‌کردند که در آن جاسوس‌ها به طور ناشناس به کمپ‌های دشمن وارد می‌شدند و استراتژی‌های نظامی آنها را می‌آموختند و بعد از مدتی به کشورشان بازمی‌گشتند.

    1606: سرقت شکلات
    به غیر از قلمرو جمع‌آوري اطلاعات نظامي، حوزه‌هاي بسيار جالب‌تري تحت عنوان جاسوسي صنعتي، جاسوسي شرکت‌هاي بزرگ، سرقت مالکيت معنوي و سرقت اسرار تجاري شناخته شده‌اند. از تمامي این نوع جاسوسی‌ها با عنوان "سرقت ايده" ياد مي‌شود. يكي از جالب‌ترين این سرقت‌ها، سرقت شكلات است. شکلات یکی از گیاه‌های بومی آمریکا بوده که توسط فرهنگ‌های قبل از کلمبیایی‌ها پرورش داده می‌شد.
    در واقع این گیاه در مناطقی می‌رویید که آزتک‌ها و مایاها در آن زندگی می‌کردند و از آن به عنوان پول رایج در دادوستدهای‌شان استفاده می‌کردند. این اقوام با شکلات نوشیدنی درست می‌کردند که بسیار تلخ بود. زمانی که کریستوف کلمب، کاشف آمریکا در چهارمین سفرش به این کشور برای اولین‌بار با آزتک‌ها در نیکاراگوئه تعامل برقرار کرد، تا آن زمان این گیاه را ندیده بود. وی متوجه شد که بومی‌های آن منطقه درخت شکلات را می‌پرستند.
    کلمب یکی از دانه‌های شکلات را که از درخت افتاده بود، مخفیانه برداشت، اما به دنبال این نبود که آن را بخورد و در نهایت نیز آن را فراموش کرد. از سوی دیگر، هرناندو کورتس- کاشف و سردار اسپانیایی و فاتح امپراتوری آزتک در قاره آمریکا - به نوشیدنی که آزتک‌ها با شکلات درست می‌کردند به عنوان یک فرصت تجاری نگاه کرد و چندین صندوق از این گیاه را به اسپانیا برد. وی و همراهانش در سال 1550 مزارع كاكائو را در مكزيك ايجاد كرده و داستان‌هايي در مورد تاثيرات درماني پزشكي جالب کاکائو در اطراف پيچيد. شهرت شكلات به زودي به اروپا رسيد، اگرچه اسرار توليد آن تا يك قرن در ميان طبقه نجباي اسپانيا پنهان ماند. اما در سال 1606 يك كاوشگر ايتاليايي موسوم به آنتونيو كارلتي موفق به شكستن اين راز شده و به سرعت يك دستورالعمل موسوم به شكلات شيرين را به زبان محلي خود منتشر كرد.

    1708: سرقت راز پورسلین توسط اروپایی‌ها
    در يكي از داستان‌هاي "رابرت لودلوم"، نام يك كشيش فرانسوي موسوم به "فرانسوا خاوير دنتركولس" آمده كه به جاسوسي صنعتي پرداخته و يكي از فرآيندهاي توليد برتر يعني ساخت پورسلین (چینی امروزی) كه يكي از مواد سراميك بوده را در زمان خود سرقت و سپس آن را در منطقه خود فاش كرد. در قرن نهم فقط چینی‌ها بودند که شيوه ساخت اين پورسلین سخت را بلد بودند و آن را تا چندين قرن از ساير كشورها پنهان نگه داشتند. در اوایل قرن هجدهم، پورسلین به شدت گران و به نوعی مد آن دوران بود. اين ماده کاملا سفيد، نیمه‌شفاف و شکننده، اما مقاوم بود و نیازی به لعاب‌کاری نداشت. علاوه بر این، حسن بزرگ‌تری داشت و آن مقاومت در مقابل نفوذ آب بود. این ماده در ابتدا توسط اروپایی‌ها کشف شد، اما آنها حتي ترکيب دقيق کائولن، فلدسپار و کوارتز را نمي‌دانستند، چه برسد به فرآيند پيچيده پخت در كوره كه به اين ماده، سختي و زيبايي مي‌دهد. اين ماده در اوايل قرن هجدهم آنچنان ارزشمند بود که به آن "طلاي سفيد" مي‌گفتند و البته به همان اندازه طلا و نقره نیز ارزش داشت.
     اما بعدها، يك مخترع آلماني به نام ارنفريد والتر (Ehrenfried Walther) توانست چند گام اوليه فرآيند پورسلین را مهندسي معكوس كند. بعدها يوهان فردريش بوتگر، كيمياگر آلماني یافته‌های والتر را دنبال کرد و توانست پس از سفر به چين برخي اجزاي تركيبي اصلي اين ماده را شناسايي كرده و در سال 1708 اولين نمونه خود را بسازد. كار اين دو محقق منجر به ساخت كارخانه ميسن (Meissen) شد، اما اين كارخانه نيز به نوبه خود اسرار ساخت این ماده را در خفا نگه داشت.
    همین امر باعث شد که خاویر دنتركولس (فرانسوی) به عنوان جاسوس صنعتی کلاسیک به شهر جینگ‌دژن امروزی در چین فرستاده شود تا اسرار ساخت پورسلین در کوره را در کارخانه‌های آنجا یاد بگیرد. وی در سال 1712 با آموخته‌های خود به فرانسه برگشت و اسرار چینی‌ها را فاش کرد.

    1789: پدر جاسوسی انقلاب صنعتي آمريكا
    ساموئل اسلاتر كه به عنوان پدر انقلاب صنعتي آمريكا شناخته شده، يكي از بالا رتبه‌ترين جاسوسان صنعتي زمان خود بود. در اواخر قرن هجدهم، انقلاب صنعتي در انگليس در نوسان کامل قرار داشت. سال‌ها تلاش آنها منجر به توليد ماشين‌آلاتي مانند چرخ‌هاي ريسندگي نخ‌هاي پنبه‌اي شده بود كه با نیروی آب کار می‌کردند و توسط ریچارد آرک‌رایت در سال 1768 اختراع شده بودند.
     این دستگاه به کارگران امکان می‌داد که با سرعت بیشتری نخ بریسند. اما انگليس برعکس آمریکا که مزرعه‌های وسیع کاشت پنبه داشت، این منابع طبيعي را در دست نداشت و همین امر باعث شد که نحوه کار اين دستگاه‌ها مخفي بماند.
    اسلاتر در كودكي به عنوان كارگر با ماشين‌آلات آرك‌رايت كار مي‌كرد و كار خود را به طور مستقيم از رييس كارخانه ياد مي‌گرفت. در سال 1789 یعنی زمانی که وی 21 سال داشت، شهرهای ساحلی همانند نیویورک و بوستون برای صنعتی شدن تلاش می‌کردند، اما کارخانه‌های موجود در این شهرها با وجود تلاش‌های بسیار به نتیجه‌ای نمی‌رسیدند. اسلاتر نیز با توجه به این مساله و با اتكا به تجربيات كاري خود و حافظه عالي در به خاطرسپاري جزیيات تا ريزترين پيچيدگي‌هاي دستگاه ريسندگي نخ، انگليس را به مقصد نیویورک ترك گفت و در سال 1790 يك ماشين ريسندگي در نيويورك ساخت. بعد از آن هم در نامه‌هایی که به کارخانه Almy & Brown در جزیره رود در آمریکا نوشت، به آنها قول ساخت چرخ نخ‌ریسی را داد که در انگلیس ساخته بود. در این نامه نوشت: اگر نتوانستم این دستگاه را درست کنم، بابت کارهایی که انجام می‌دهم هیچ پولی از شما نمی‌گیرم. همین وعده کافی بود تا موزز براون، موسس Almy & Brown در سال 1970 برای بستن قرارداد با  اسلاتر موافقت کند. بعد از سه سال، Almy & Brown به لطف طرح دزدی اسلاتر توانست کارخانه نخ‌ریسی را افتتاح کند. همسر اسلاتر نيز در آن زمان از فرصت استفاده كرده و با اختراع يك نمونه نخ دوزندگي پنبه‌اي توانست اولين زن آمريكايي باشد كه اختراع خود را به ثبت رسانده است.

    1848: دزدی بزرگ چای
    غربي‌ها در سال 1848 چنان مجذوب چاي شده بودند که آن را براي بيش از دو قرن استفاده کردند. اما جالب اینجاست که چيني‌ها بيش از دو هزار قبل‌تر آن را توليد كرده و نحوه ساخت آن را مخفي نگه مي‌داشتند. حتي كارل لينه، گياه‌شناس و پزشک سوئدي و پايه‌گذار نظام امروزي طبقه‌بندي جانوران و گياهان نيز در طبقه‌بندي گياه چاي اشتباهات اساسي و بارزي انجام داده و چاي سبز و سياه را متعلق به دو گياه متفاوت دانسته بود. انگلیس برای تولید چای تصمیم گرفت که ماده خام چای را که با سرعت بسیاری رشد می‌کند در منطقه مستعمره انگلیس در هند بکارد. از آنجا که در هند هزینه کارگر بسیار کم بود، کاشت و دروی چای خیلی ارزان تمام می‌شد، اما هنوز واقعا نمی‌دانستند که چای را باید در آب خیساند و از این رو از محققان و دانشمندان خواسته شد که نحوه درست کردن چای را کشف کنند و در این مسیر مبلغ بسیاری سرمایه‌گذاری کردند. اين درحالي بود كه چيني‌ها در توليد چاي از فرآيندهاي پخت، خشک کردن، حمل و مرتب‌سازي استفاده كرده و اين شيوه را به طور مخفيانه براي خود حفظ مي‌كردند. از آنجا كه انگليس در آن زمان با داشتن هند به عنوان مستعمره خود قصد داشت از اسرار چين آگاه شده و از كارگران هندي براي توليد اين محصول استفاده كند. با استخدام يك جاسوس و اعزام وي به چين توانست از راز توليد چاي آگاه شود. وي دريافت كه چاي سبز و سياه دو فرآورده مختلف از يك گياه بوده و همچنين مراحل فرآوري چاي را فراگرفت.


    1932 تا 1940: هك كردن نازي‌ها
    با گذر از دوران صنعتي و ورود به عصر اطلاعات، در اوايل دهه 1930 نيروهاي متحدين به شدت بر ماشين‌آلات انيگما براي كدگذاري و ارسال پيام‌هاي مورس بین نیروهای خود متکی بودند. انيگما در آن زمان دستگاه بسيار معتبري بود و نیروهای متحدین معتقد بودند که این دستگاه غیر قابل نفوذ است، به ویژه اینکه تصور می‌کردند هیچ انسان سالمی نیست که سال‌ها وقت تلف کند تا بتواند به این وسیله رخنه کند. اما آنها سخت در اشتباه بودند. انیگما یک ابزار رمزگذاری بی‌نظیر بود، اما به دلیل یک مشکل مدام در حال مختل شدن و از کار افتادن بود و آن فضولی آدم‌ها برای سر در آوردن از آن بود. ماشین انیگما در حقیقت یک گیرنده و فرستنده رمز بسیار پیچیده با چهار چرخ دنده و سیم‌کشی بسیار پیچیده بود. شکستن رمز این ماشین بسیار مشکل و حتی غیر ممکن می‌نمود، اما وقتی یک نمونه از آن به شکلی که در ادامه گفته خواهد شد به دست متفقین افتاد، آنها از تمام نقشه‌ها و خبرهای آلمان‌ها مطلع شدند. این مساله یکی از مخفی‌ترین اسرار جنگ بود که تا دهه 70 میلادی فاش نشد، اما در این سال یک موزه جنگی در آمریکا یک نمونه از آن را در موزه به معرض دید همگانی قرار داد که به افشای آن پس از بیش از سه دهه منجر شد. در این ماشین با تنظیم چرخ دنده‌ها وقتی یک حرف توسط اپراتور تایپ می‌شد، دستگاه گیرنده حرفی متفاوت را تایپ می‌کرد. فریتز جولیوس لیمپ، کاپیتان آلمان نازی بود که در اولین روز آغاز جنگ دوم جهانی هدایت زیردریایی U-110 را برعهده داشت. کاپیتان لیمپ در یکی از نبردهای خود زمانی که فهمید زیردریایی‌اش در حال غرق شدن است، به مسوول ارتباط زیردریایی دستور داد کتابچه رمز و دستگاه انیگما را از بین ببرد، اما او قصور کرد و این کار را نکرد.  وقتی لیمپ مشاهده کرد که زیردریایی غرق نخواهد شد به سوی آن شنا کرد تا کتابچه رمز و ماشین انیگما را از بین ببرد و پس از آن کسی او را ندید.
    یک اپراتور رادیو به زیردریایی رفت و ماشین انیگما را که از اتاق رمز خارج شده بود را به همراه کتابچه رمز نیروی دریایی یافت. فرماندهان بلندپایه آلمانی به تصور آنکه این زیردریایی در اولین لحظات غرق شده است، از تغییر رمز خودداری کردند و مرکز کشف رمز انگلستان واقع در بلچلی پارک در تمام مدت پس از آن از هرگونه دستور و نیات آلمان‌ها به سرعت مطلع می‌شد و تدابیر لازم برای مقابله با آن را اتخاذ می‌کرد. آلمان‌ها جنگ‌ها را یکی پس از دیگری باختند و متفقین فاتح جنگ دوم شدند؛ در حالی که تنها عده معدودی که در بلچلی پارک کار می‌کردند از این راز با خبر بودند. راز انیگما تا چند دهه پس از پایان جنگ افشا نشد و تنها زمانی که این راز افشا شد آلمان‌ها یکی از دلایل اصلی شکست خود در جنگ را بسیار دیر فهمیدند.

     

    1983: ورود به عصر اينترنت
    در عصر پس از اينترنت، ‌سرقت از حالت كوچك مانند سرقت اسرار صنعتي درآمده و به شكل سرقت‌هايي مانند سرقت كلمه عبور درآمد. يكي از بزرگ‌ترين سرقت‌هاي اينترنتي در سال 1983 اتفاق افتاد كه در جريان آن يك شركت آمريكايي موسوم به سرويس‌هاي اطلاعاتي TRW با حجم زيادي از اطلاعات در مورد تاريخچه اعتبارات، شماره‌هاي امنيتي اجتماعي و تاريخچه مالي افراد مورد حمله هكرها قرار گرفت. اين درحالي بود كه اين شركت تا سال 1984 از ضعف سيستم خود آگاه نبوده و هكرها به سادگي با پايگاه داده تاريخچه مالي بيش از 90 ميليون انسان دسترسي داشتند كه مي‌توانستند به راحتي از آنها سوء استفاده شود.

    2008: هك شدن شركت هارت‌لند
    يكي از بزرگ‌ترين شكاف‌هاي اطلاعاتي در اواخر سال 2008 در يك شركت در نيوجرسي اتفاق افتاد كه اطلاعات بيش از 130 ميليون مشتري را در دسترس هكرها قرار داد. شركت سيستم‌هاي پرداخت هارت‌لند ماهانه بيش از 100 ميليون معامله را ثبت مي‌كرد. در سال 2008 هكرها يك نرم‌افزار مخرب را روي سرور اين شركت نصب كرده و آن را هك كردند. البته هكر مسوول اين خرابكاري موسوم به آلبرت گونزالس از ميامي در سال 2009 دستگير شد.

    2009: حمله چين به گوگل
    در سال 2009، گوگل با تلاش‌هاي اخلالگري در سيستم خود روبه‌رو شده و در سال 2010 چين را مسوول آن معرفي كرد. همچنين طي بيانيه‌اي از تصميم شركت براي لغو امتياز سانسور در بخش نتايج جست‌وجوگر اين سايت خبر داد كه از سال 2006 به اين كشور تعلق گرفته بود. پس از اين ادعا شركت‌هاي ديگري مانند ادوبی، نورثروپ گرومن و ساهو نيز چنين ادعايي را مطرح كردند. البته هيچ اطلاعاتي در مورد چگونگي حمله افشا نشد. چين نيز هرگونه دخالت در چنين حمله‌اي را انكار كرد و خواستار ارایه آشكار اطلاعات براي چنين ادعايي توسط گوگل شد.


    2010: هك شدن شركت رسانه‌اي گاوكر
    در سال 2010 شرگت گاوكر (Gawker) كه يكي از بزرگ‌ترين ناشران وبلاگ در جهان است، هك شده و هكرها كه خود را «Gnosis» ناميده بودند، توانستند به سرورهاي اين شركت دست يابند. اين هكرها اطلاعات ورودي 3/1 ميليون كاربر را در اين جريان دزديده و 200 هزار داده را هك كردند. البته گاوكر به سرعت اين شكاف را بسته و از عموم عذرخواهي و درخواست كرد تا افراد كلمات عبور خود را تغيير دهند.

    2011، 2011  و 2011: سه حمله متوالی به سوني
    شركت سوني امسال با سال سختي روبه‌رو بود. اين شركت با دو شكاف همزمان اطلاعاتي روبه‌رو شد كه يكي از آنها شبكه پلي‌استيشن را كاملا به زانو درآورد و عملكرد آن را تا يك ماه مختل كرد. سوني در زماني بين 17 تا 19 آوريل 2011 قرباني يك هك در اطلاعات كارت‌هاي اعتباري كه 77 ميليون كاربر را در زير مجموعه خود داشت، قرار گرفت. چند هفته بعد در 25 مه اين شركت با دومين حمله هكري روبه‌رو شده كه 10 هزار كاربر را در كانادا و يونان تحت تاثير قرار داد و در دوم ژوئن همين سال طي سومين حمله به اين شركت، داده‌هاي بيش از يك ميليون كاربر به سرقت رفت.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :