آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 3271
تاریخ انتشار : 30 آبان 1390 21:28
تعداد بازدید : 582

نقدی بر بخشی از برنامه و عملکرد سازمان نظام صنفی رایانه‌ای استان تهران در دور دوم هیات‌مدیره

به عمل کار برآید

سازمان نظام صنفی رایانه ای استان تهران پیش نویس اهداف و برنامه عملیاتی خود را برای جلب همفکری اعضای صنف منتشر کرده است. همان گونه که در شماره دیروز فناوران هم به تفصیل ذکر شد، گذشته از نقدهایی که به این برنامه وارد است، انتشار اهداف، برنامه ها و اقدامات گامی مهم در شفاف سازی سازمان و جلب مشارکت صنفی است.

اهداف سازمان نصر تهران تنها در صورتی قابل دسترسی است که واقع‌بینانه تنظیم شده و براساس آن برنامه عملیاتی و اقدام تدوین شود. از این منظر مقایسه‌ای کوتاه با اهداف و برنامه‌ها و عملکرد سازمان در سال 90 می‌تواند مفید فایده واقع شود.
ذکر این نکته ضروری است که اگرچه هیات‌مدیره‌ای کاملا متفاوت در راس امور سازمان نظام صنفی استان تهران قرار گرفته و این هیات‌مدیره دارای مختصات و توانمندی‌های خاص خود است، اما به هرحال سازمان یک نهاد مشخص با تعریف و جایگاه قانونی مشخص است، بنابراین توان اجرایی و چانه‌زنی مشخصی هم در پیشبرد اهداف و برنامه‌هایش دارد که لزوما متکی به توان هیات‌مدیره نیست. از سوی دیگر کم‌تجربه‌تر بودن هیات‌مدیره جدید در امور صنفی نسبت به سلف خود، می‌تواند به عنوان یکی از محدودیت‌ها در دسترسی به اهداف سازمانی
 تلقی شود.
اما منظور از واقع‌بینی در تدوین اهداف و برنامه‌ها چیست؟
عملکرد گزارش شده سازمان نظام صنفی رایانه‌ای استان تهران نشان‌دهنده درصد بالای تحقق نیافتن برنامه‌ها بوده که خیلی ساده می‌توان آن را به خطا در برنامه‌ریزی تعبیر کرد. به هرحال سازمان اهداف کلی و کمیسیون‌ها را باید الزاما با توجه به توان سازمانی و کمیسیون‌های خود در کنار پیش‌بینی شرایط عمومی‌ و فضای قانونی کشور در کنار متغیرهای متعدد تصمیم گیری دیگر تعریف کند. در این شرایط درصدی انحراف یا خطا در تحقق برنامه‌ها محتمل و پذیرفتنی است. اما طبیعتا وقتی میزان تحقق نیافتن برنامه‌ها به بیش از 50 درصد می‌رسد و در عین حال عملکردها عمدتا منطبق با برنامه‌های اجرایی نیست، چیزی جز خطا در برنامه‌ریزی را نشان نمی‌دهد.
بگذارید با نگاهی به عملکرد کمیسیون‌های نظام صنفی رایانه‌ای استان تهران در دور دوم هیات‌مدیره موضوع را
شفاف کنیم.
کمیسیون شطرنج
کمیسیون فرهنگی را شاید بتوان یکی از ابزار کارآمد سازمان در جلب مشارکت و همدلی صنفی قلمداد کرد. اهداف و برنامه‌های تدوین شده برای این کمیسیون در سال 90 شامل  پنج مورد است: برگزاری مسابقات فوتبال و شطرنج و مطرح کردن مسابقات ورزشی در سطح صنف، برپایی گردهمایی‌های فرهنگی (سینمایی، تفریحی)، اجرایی کردن موزه فناوری اطلاعات، برگزاری ‌همایش‌های مشترک با مدیران و متولیان بخش دولتی با رویکرد معرفی بخش خصوصی و تقویت ارتباط کمیسیون با رسانه‌ها.
فعلا در اینکه این اهداف چقدر نماینده توان و جایگاه این کمیسیون مهم است بحثی نمی‌کنیم، همچنین در مورد بررسی موضوع تداخل آخرین برنامه کمیسیون فرهنگی با وظیفه روابط عمومی‌سازان سخنی به میان نمی‌آوریم.
اما دستاورد این کمیسیون بسیار در نوع خود جالب است.
براساس گزارش عملکرد سازمان نظام صنفی رایانه‌ای استان تهران در سال 90 تنها عملکرد این کمیسیون در یک بند گزارش شده: برگزاری مسابقات شطرنج جام انفورماتیک. به این ترتیب، با توجه به اینکه برگزاری مسابقات شطرنج تنها بخشی از یک برنامه این کمیسیون بوده است، می‌توان گفت که این کمیسیون در نزدیک به 70 درصد برنامه‌هایش ناموفق بوده است.

کمیسیون مسجع!
بررسی عملکرد کمیسیون فروشگاه‌ها نیز از این منظر می‌تواند جالب توجه باشد، به ویژه اینکه گزارش عملکرد این کمیسیون نه تنها حاکی از عملکرد مشخصی نیست، بلکه به شیوه‌ای نوشته شده که قابل فهم هم نباشد. از برنامه‌های چهار گانه این کمیسیون می‌گذریم و تنها عملکردش را مرور می‌کنیم: عمدتا نمایندگان حامل دیدگاه تعامل و همکاری در راستای اهداف متعالی مشترک صنفی با رعایت اخذ استقلال هر یک از دو نهاد، وزن غالب را در ساختار جدید احراز کرده‌اند.
چنین عملکردی که به رای مجمع سازمان گذاشته شده، آیا در کنار خود نهادی برای تفسیر نیاز ندارد؟ نهادی که بگوید مگر استقلال وجود نداشته که باید اخذ شود؟ اصولا اخذ استقلال از کجا و استقلال کدام دو نهاد؟ و کدام ساختار جدید؟
چنین عملکردی نه تنها عملکرد محسوب نمی‌شود، بلکه اصلا هم منطبق بر اهداف و برنامه‌های کمیسیون نیست. یا اینکه هست و به دلیل نثر غامض و گاه مغلوط گزارش، میزان انطباق آن با برنامه‌ها قابل فهم نیست.
بررسی مشابهی را می‌توان روی عملکرد سایر کمیسیون‌های سازمان نیز انجام داد که از حوصله این  مطلب خارج است. اما قطعا در روزهای آینده این بررسی در فناوران انجام خواهد شد. ذکر این مثال‌ها را از آن جهت لازم می‌دیدیم که بر لزوم تدوین برنامه‌های واقع‌بینانه منطبق بر توان سازمان و شرایط کشور تاکید کنیم.
در پایان ذکر یک نکته مهم دیگر را هم ضروری می‌دانیم. اینکه امیدواریم هیات‌مدیره دور سوم در مشروح اقدامات به گونه‌ای به ارایه برنامه زمانبندی بپردازد که اهداف مشخص در طول حدود یک‌سال‌و‌نیم از حیات دولت دهم قابل اجرا و احصا باشد. وگرنه ارایه برنامه اقدام سه ساله و یا بدتر از آن، تدوین اهداف بلندمدت شعارگونه چندان به کار صنف
نخواهد آمد.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :