آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 3922
تاریخ انتشار : 26 آذر 1390 22:42
تعداد بازدید : 1714

نگاهی به مفهوم ترابشریت یا انسان آمیخته با فناوری

معلق در نیتروژن به امید معجزه فناوری

ترابشریت یا Transhumanism که اغلب به صورت اختصار H+ یا h+ نوشته می شود، مکتب تازه ای در فلسفه گمانه پردازانه است که به بررسی مساله کاربرد فناوری های ویژه برای بهسازی و پیشبرد شرایط انسان به فراسوی محدودیت های زیستی می پردازد. در واقع، ترابشریت جنبش بین المللی ذهنی و فرهنگی است که امکان و شرایط مطلوب تغییر شکل بنیادین وضعیت انسان را به واسطه توسعه و استفاده از فناوری های روز و به منظور از بین بردن پیری و تقویت قابلیت های ذهنی، فیزیکی و روانی اثبات می کند. متفکران ترابشریت در ضمن مطالعه روی مزیت ها و خطرات احتمالی آمیختگی فناوری ها با انسان برای غلبه بر محدودیت های اساسی انسان ها، روی مسایل اخلاقی این نظریه نیز مطالعه می کنند. به پیش بینی این متفکران، انسان در نهایت قادر خواهد بود خود را به موجودی تغییر دهد که قابلیت هایش بسیار گسترش یافته و می توان او را به اصطلاح “پسابشر” (Posthuman) نامید. در واقع، ترابشریت زیرمجموعه ای از فلسفه پسابشریت (Posthumanism) است.

اولین گام برای به وجود آمدن فلسفه ترابشریت
جالب است بدانید که اولین متفکر و بنیانگذار این اندیشه، یکی از نخستین پروفسورهای آینده‌شناسی (futurology) است با نام FM-2030 که ایرانی تبار است. وی فریدون م. اسفندیاری است که به امید زندگی در سال 2030 نام FM-2030 را برای خودش انتخاب کرد. وی در دهه 1960 در دانشگاهی در نیویورک، مفهوم جدیدی از انسان را مطرح کرد. وی انسان‌هایی را پیش‌بینی کرد که با فناوری‌ها آمیخته و دگرگون می‌شوند. این فرضیه بعدها اساس ذهنی یک فیلسوف بریتانیایی به نام مکس مور شد. وی در سال 1990 شروع به مطالعه و بحث درباره اساس ترابشریت به عنوان یکی از نگرش‌های فلسفی آینده‌گرایی پرداخت و در کالیفرنیا جامعه اندیشمندی را سازماندهی کرد که بعدها در جهان جنبش ترابشریت را راه انداختند.
نگرش ترابشریت تحت تاثیر مطالعات بدوی، طرفداران بسیاری را در جوامع مختلف گرد آورد، اما از سوی یکی از منتقدان به نام فرانسیس فوکویاما، خطرناک‌ترین ایده جهان نامیده شد.

پیشینه ترابشریت
به عقیده فیلسوفانی که در زمینه تاریخچه ترابشریت مطالعه کرده‌اند، ایده‌های طرفداران فلسفه ماورای الطبیعه (transcendentalism) تاکنون در روایت‌هایی مثل حماسه گیلگمش و جست‌وجو برای فناناپذیری، همچنین روایت‌های تاریخی برای یافتن فواره جوانی یا اکسیر زندگی و تلاش‌های این چنینی برای نبرد با پیری و مرگ تجلی پیدا کرده است. فلسفه ترابشریت ریشه در تفکرات روشنفکرانه دوران رنسانس دارد. به طور مثال، جیووانی پیکو دلا میراندولا با شعار”انسان خالق و سازنده خود است”، طرح انسان رنسانس و هومانیسم (بشریت) جدید را ریخت. بعد از وی، مارکیز دو کوندورسه اندیشه خود را مبنی بر استفاده از علوم پزشکی برای نامحدود کردن عمر زندگی انسان مطرح کرد. این در حالی بود که بنجامین فرانکلین به نظریه وقفه‌ موقت‌ فعاليت‌هاي‌ حياتی (Suspended Animation) پرداخت و بعد از چارلز داروین این نگرش به شدت مورد استقبال قرار گرفت که نسخه فعلی انسان‌ها نقطه  نهایی تکامل نیست، بلکه انسان‌ها در فازهای ابتدایی تکامل خود هستند. به هر حال این بحث در جامعه ترنس هیومنیسم در جریان است که آیا فلسفه فردریش نیچه در عین تجلیل از فراانسان (Oveman) و تاکید وی روی خودشکوفایی و برتری آن بر تغییر شکل فناورانه انسان می‌تواند به عنوان یک فلسفه تاثیرگذار قلمداد شود یا خیر؟
نیکولای فیودورو، فیلسوف روسی قرن نوزدهم تمدید حیات، نامیرایی فیزیکی و حتی رستاخیز مرده‌ها با استفاده از  روش‌های علمی را تایید کرد. در قرن بیستم، جان هلدین، متخصص ژنتیک و زیست‌شناسی تکاملی اهل بریتانیا در مقاله‌ای با عنوان “علم و آینده” کاربرد علوم پیشرفته در زیست انسانی را پیش‌بینی کرد و جی. دی. برنال اندیشه جدیدی را مبنی بر مهاجرت به فضا و کاشت‌های زیستی (ابزارهایی که برای کمک به انسان در بدن وی کاشته می‌شود) را مطرح کرد که پیش درآمدی بر مقالات ترابشریت شد. جولین هاکسلی، زیست شناس انگلیسی نخستین کسی بود که واژه ترابشریت را در سال 1957 ابداع کرد و به کار برد. وی ترابشریت را این گونه تعریف کرد: انسان همان انسان باقی می‌ماند، اما خود را با درک امکانات جدید و طبیعت انسانی‌اش ارتقا می‌دهد. البته این تعریف تا حدودی از تعریفی که در دهه 1980 مطرح شد، متفاوت است.
ماروین مینسکی، دانشمند کامپیوتر آمریکایی در اوایل دهه 1960، در مقاله‌ای رابطه میان انسان و هوش مصنوعی را تشریح کرد. به دلیل استقبال از این مبحث و ادامه آن در چند دهه، متفکران بزرگی همانند هنس موراوک و ریموند کورزویل به این حوزه روی آورده و مطالعات بسیاری را انجام دادند. کورزویل به مبحثی میان عرصه تکنیکی و گمانه‌زنی‌های آینده‌گرایان در حوزه ترابشریت اشاره کرد. جنبش ترابشریت قابل شناخت از دهه‌های آخر قرن بیستم شروع شد.
در سال 1966، FM-2030 که در زمینه “مفاهیم جدید انسان” در دانشگاه New در نیویورک مطالعه کرده بود، سعی کرد که مفهوم انسانی را که با فناوری‌ها آمیخته شده و تغییر شکل یافته بشناساند. در سال 1972، رابرت اتینگر، یکی از طرفداران فلسفه و علم در آمریکا که به پدر سرمازیستی (Cryonics) مشهور است، در کتاب خود با عنوان “انسان به سوی ابر انسان” (Man into Superman) ترابشریت را مفهوم‌سازی کرد. سرمازیستی دانشی نوبنیاد است ‏ که در آن با پایین آوردن دمای بدن انسان یا حیوانات سعی در سالم نگه داشتن بدن برای آینده می‌کنند. در این روش تمام خون بدن را تخلیه و آن را منجمد می‌کنند. در این روش برگشت به زندگی برای بیمار ممکن نیست و تنها در آینده و با پیشرفت فناوری‌ها ممکن می‌شود.
در سال 1992، مور و مارو موسسه‌ای را با نام اکس‌تراپی (Extropy) تاسیس کردند که در واقع تشکیلاتی بود برای شبکه‌سازی آینده‌گرایان و مغزهای متفکر و برگزاری کنفرانس‌ها و از همه مهم‌تر ارایه لیست نامه‌هایی از دیدگاه‌های طرفداران ترابشریت. این برای نخستین بار بود که مفهوم فرهنگ سایبر (Cyberculture) و غوطه‌وری در فضای سایبر (Cyberdelic) وارد ادبیات فناوری شد. فرهنگ سایبر، فرهنگی نوظهور است که در اثر استفاده از شبکه‌های کامپیوتری و ابزار ارتباطاتی به وجود می‌آید. غوطه‌وری در فضای سایبر نیز تغییرات روانی فضای سایبر روی انسان است.
در سال 1998، نیک بوستروم، فیلسوف آمریکایی انجمن ترابشریت جهانی (WTA) را پایه‌گذاری کرد. این انجمن سعی کرد که بحث ترابشریت را به یکی از بخش‌های قانونی تحقیقات علمی تبدیل کند. در سال 2002، این انجمن نام خود را به اعلامیه ترابشریت تغییر داد و دو تعریف رسمی برای این مبحث مطرح کرد:
1- یک جنبش عقلانی و فرهنگی برای اثبات امکان و شرایط اساسی بهبود وضعیت انسان با کمک فناوری‌ها که این کار به ویژه با توسعه و دسترس‌پذیری فناوری‌ها برای از بین بردن پیری و به طور کلی تقویت قابلیت‌های ذهنی، فیزیکی و روانی انسان‌ها امکان بیشتری پیدا می‌کند.
2- مطالعه نتایج، وعده‌ها و خطرات احتمالی فناوری‌هایی که قرار است انسان را برای غلبه بر محدودیت‌های اساسی بشری کمک کنند که این بخش بیشتر به مطالعه مسایل اخلاقی توسعه و استفاده از چنین فناوری‌هایی مربوط می‌شود.
اما با انتقاد برخی جوامع از این انجمن، مقامات WTA اظهار داشتند که فشارهای اجتماعی می‌تواند دیدگاه‌های آینده‌گرایانه آنها را تخریب کند و این امر نیاز به جهت‌دهی دارد. نگرانی اصلی جوامع منتقد، برابری و یکسانی دسترسی به بهسازی فناورانه انسان‌ها در سطوح مختلف و فراتر از مرزها بود. در سال 2006، درگیری سیاسی میان حزب راست‌گرای لیبرال و حزب چپ‌گرای لیبرال این جنبش شکل گرفت و نتیجه آن موقعیت مرکزی رو به چپ‌گرا و با مدیریت جیمز هیوز، مدیر اجرایی پیشین آن شد. در سال 2006، هیات مدیره اکس‌تراپی عملکردهای این سازمان را متوقف کرد و توضیح داد که ماموریت این سازمان “به ضرورت کامل” شده است. در سال 2008، بخشی از اعضای این سازمان با تغییر نام WTA به هیومنیتی پلاس (Humanity +) دوباره شروع به فعالیت کردند.

بشریت نسخه 0/2
در دهه‌های اخیر، بحث ارتقای رادیکالی سیستم‌های فیزیکی و روانی بدن انسان پیش آمده است و دانشمندان پیش‌بینی می‌کنند که در آینده‌ای نه چندان دور انسان‌ها از نانوبات‌ها (روبات‌هایی در مقیاس نانو که وارد بدن می‌شوند و به طور مثال عوامل بیماری را از بین می‌برند) برای تکمیل و در نهایت جایگزین شدن به جای اعضای بدن استفاده خواهند کرد و این امر پلی خواهد بود برای ایجاد انقلاب فناوری بیولوژیکی. در حال حاضر انسان‌ اطلاعات بی‌شماری درباره پیشگیری از بسیاری از بیماری‌‌ها از طریق علم تغذیه و تجهیزات پزشکی می‌داند. اما پیش‌بینی می‌شود که تا سال 2030، مهندسی معکوس ذهن تکمیل خواهد شد و هوش مصنوعی نانو زیستی (nonbiological) ظهور خواهد کرد که با ذهن بیولوژیکی انسان ترکیب می‌شود. می‌توان گفت که در دنیای امروزی کامپیوترها به سهولت به ذهن انسان نفوذ کرده‌اند تا توانایی‌ها و استعدادهایش را توسعه دهند. طرفداران ترابشریت معتقدند که انسان‌ها می‌توانند با همگرا شدن با فناوری‌های نوین همانند نانو، اینفو، بیو، نرو و روبو تکنولوژی به انسان نوین یعنی بشر 0/2سص تبدیل شوند. آنها از تغییر انسان اندیشه‌ورز به انسان تکنولوژیکی حمایت می‌کنند. طرفداران ترابشریت انسان طبیعی را به انسان غیرقابل دگرگونی تشریح می‌کنند که به زودی و بدون استفاده از فناوری‌ها در بدن خود به یک انسان از رده خارج تبدیل می‌شود. 

آیا نسخه دوم انسان ترسناک است؟
با وجود برخی افراد که نسبت به هر تغییری فوبیا یا ترس دارند، مبحثی همانند ترابشریت با پیش زمینه‌هایی از فناوری و خطرات آن و از همه مهم‌تر ناشناخته بودن آن، با هراس بیشتری همراه خواهد بود. اما طرفداران ترابشریت با متوسل شدن به استراتژی کاهش ترس، تشریح می‌کنند که آنها از هیچ چیز رادیکالی یا متفاوت از آنچه در زندگی کنونی افراد است، استفاده نمی‌کنند. آنها می‌گویند استفاده از ابزارها همان طور است که هم‌اکنون انسان‌ها از ابزارهایی چون تلفن همراه، اینترنت و اندام مصنوعی پزشکی برای افزایش قابلیت‌ها و توانایی‌های خود بهره می‌برند. شاید این امر نیز برای انسان‌هایی که قبل از ما زندگی می‌کردند، وحشتناک جلوه می‌کرد. آنها همچنین عنوان می‌کنند که حتی استفاده از عینک طبی و یا دندان مصنوعی نیز در این مقوله می‌گنجد و تعداد انسان‌هایی که از این ابزارها استفاده می‌کنند در جهان کم نیستند. در واقع این امر به یک مساله پیش پا افتاده تبدیل شده است. پس جای ترس و واهمه‌ای در این مبحث وجود ندارد.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :