آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 54793

جهانگرد سخن بگو!

روزگار بعضی مواقع شوخی اش می گیرد و آدم ها را در موقعیت هایی می چیند که هیچ سنخیتی با آن ندارند. اردیبهشت ماه سال85 آغاز حکایت این بازی روزگار با من بود؛ منی که گزارش نویس و یادداشت نویس حوزه اجتماعی بودم و اساسا ضد فناوری از قضا سر از فناورانه ترین نشریات در آوردم؛ یعنی دقیقا تحریریه نخستین و تنها روزنامه حوزه فناوری اطلاعات ایران، خاورمیانه و به روایتی حتی جهان و کهکشان راه شیری. از آنجا که با حوزه کاملا ناآشنا بودم، شروع به شناختن و آموختن عبارات و اصطلاحات مرتبط با حوزه کردم. در آن زمان یکی از نخستین عناوینی که با آن مواجه شدم و بر ضرورت شناختن اش تاکید شد، "نصرالله جهانگرد" بود.

پریسا سجادی
در آن دوران که تازه ریاست جمهوری سید محمد خاتمی به آخر رسیده بود و مدیران اش برکنار شده بودند، نام جهانگرد مترادف شده  بود با دوران طلایی رونق و شکوفایی فاوا در کشور؛ مردی که با پروژه «تکفا» دولت و بخش خصوصی را در حوزه فاوا به پویایی و تحول رساند. با این اوصاف جهانگرد مردی دست نیافتنی بود که تلفن اش را جواب نمی داد؛ اما یک گفت و گو با او یعنی کوهی از اطلاعات و نقد و تحلیل.
به روشنی در خاطرم هست که به عنوان خبرنگار در یکی از نشست های انجمن مطالعاتی جامعه اطلاعاتی حاضر شده بودم که ناگهان در باز شد و مرد دست نیافتنی به عنوان عضوی از انجمن وارد شد. تمام مدت نشست را به این فکر می کردم که چه سوالاتی از او بپرسم و چگونه از در گفت و گو وارد شوم. " من که دیگه کاره ای نیستم که مصاحبه کنم". این پاسخی بود که جهانگرد آن روز در مقابل درخواست مصاحبه به من داد و مرا بار دیگر با افسوس پایان مدیریت اش مواجه کرد.
اما چرخ روزگار باردیگر دست به کار شد و چرخید. جهانگردی که "کاره ای " نبود با وجود دولت تدبیر و امید، نه یک سمت نه دو تا بلکه عنوان دار دست کم سه سمت معاون وزیر ارتباطات، دبیر شورای عالی فناوری اطلاعات و رییس سازمان فناوری اطلاعات شد.
اینگونه بود که عمر خبرنگار به رویت روی ماه مردی برای تمامی فصول IT در موقعیت های اجرایی پایید و دوران طلایی بار دیگر آغاز شد . 28 آبان 92 او در برابر اهل رسانه قرار گرفت و به پرسش های خبرنگاران ذوق زده از دیدار دوباره پاسخ گفت.
اما این نخستین دیدار، دومی نداشت. اکنون حدود 8 ماه از آن نخستین دیدار می گذرد و مرد دست نیافتنی باز هم با وجود سمت های متعدد از رسانه ها رو پوشانده است. سخن نمی گوید. احتمالا جهانگرد از این بابت دلایلی دارد که خبرنگار، ندانسته دلایل اش را موجه نمی داند. روی سخن ام  به مرد دست نیافتی است: یکی از دلایل پافشاری ما بر گسترش فناوری اطلاعات در کشور پیشروی به سوی جامعه دانایی محور و گردش آزاد اطلاعات است. جامعه ای که سیاست ها و فرایند های اش به ویژه در ساختار دولتی مبتنی بر شفافیت و رودر رویی بی مانع با ملت باشد. اگر به چنین هدف نهایی معتقد باشید، لازمه چنین هدفی ملتزم بودن به جایگاه رسانه و پاسخگویی است. آقای جهانگرد اگرچه چرخ گردید و قهرمان بازنشسته دوران احمدی نژاد بار دیگر بر جایگاه زعامت اش نشست، اما این هشدار را از خبرنگار نشنیده نگیرید که ما ایرانیان ید طولایی در قهرمان سازی و پشت بندش قهرمان سوزی داریم. دلایل تان برای این سکوت ممتد و روپوشانی از مطبوعات در مقابل انتظاری که ما از ابر آی تی من کشور داریم، همخوانی ندارد. برنامه های تان را بازنگری کنید و فرصت رودررویی با خبرنگاران را از اهم مسوولیت های تان بشمارید. نشست خبری بگذارید نه تنها با آن دسته از روزنامه نگاران اسم و رسم دار و پشت درهای بسته و بر سر سیاست های کلان ؛ بلکه با ما خبرنگاران بی عنوان و گمنام و پرسش های بسیار؛ پرسش هایی مثل آخرین وضعیت شبکه ملی اطلاعات ، سرانجام فیلترینگ هوشمند و از این قبیل که جزو مسایل روزمره کاربران ایرانی است.
خلاصه کلام به قول شاملوی بزرگ : "بهار خنده زد و ارغوان شکفت/ در خانه زیر پنجره گل داد یاس پیر/دست از گمان بدار/....... جهانگرد سخن بگو


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :