آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 55494
تاریخ انتشار : 22 تیر 1393 12:12
تعداد بازدید : 1141

فوتبال،کشتی،مخابرات

در تعریف خلق و خوی ایرانیان در فرهنگ عامه مثل های متعددی وجود دارد که حاکی از بی توجهی ملت ما به کار تیمی و گروهی است. بطور مثال می گوییم که کشتی ما از فوتبال بهتر است یا آنکه اگر شریک خوب بود، خدا هم شریک داشت یا «ده درويش در گليمي بخسبند و دو پادشاه در اقليمي نگنجند» و ...
سهیل مظلوم واجاری
اتفاقات این روزهای مخابرات ایران همین مثل ها را تداعی می کند. در دور جدید تحولات مخابرات پس از برگزاری مجمع عمومی، ابتدا ذی نفوذترین فرد بنیاد تعاون از هیات مدیره شرکت مخابرات ایران خارج شد و ریاست هیات مدیره همراه اول را به عهده گرفت و در اقدام بعدی نیز ریاست و نائب ریاست هیات مدیره مخابرات نیز به نمایندگان ستاد اجرایی فرمان امام (ره) رسید. این بدان معنی است که علی الاصول در یک توافق نانوشته و یا شاید هم نوشته، سهامداران عمده مخابرات ایران یعنی بنیاد تعاون، ستاد اجرایی و دولت در یک تقسیم بندی حوزه نفوذ توافقی، همراه اول را به بنیاد تعاون، هیات مدیره مخابرات ایران را به ستاد اجرایی و لابد مدیریت شرکت مخابرات را هم به دولت واگذار کرده اند. این تقسیم کار و جدا کردن قلمرو نفوذ سهامداران درحالی صورت می گیرد که امروزه در سطح جهانی مخابرات موبایل و مخابرات ثابت هرچه بیشتر به یکدیگر نزدیک شده و ادغام های مختلفی بین این دو نوع صورت می گیرد تا بتوانند با ارایه بسته های جذاب، مشتریان خود را بیش از پیش راضی کنند.
مضاف بر آن، در پروانه صادره از سوی سازمان تنظیم مقررات برای مخابرات ایران کلیه سرویس های مخابرات اعم از ثابت و موبایل گنجانده شده و علی الاصول طبق این پروانه شرکت همراه اول علی رغم میزان درآمد و سوددهی وافری که دارد، نمی تواند و نباید بعنوان یک مجموعه مجزا فعالیت کند.
پس باردیگر برمی گردیم به همان مثل های رایج در فرهنگ عامه که کشتی را بعنوان مظهر بازی های انفرادی مرجح بر فوتبال به عنوان نماد بازی های گروهی می داند. یعنی صاحب قدرتان جدید عرصه مخابرات ایران پس از یک دوره پنج ساله از کار مشترک به این نتیجه رسیده اند که مخابرات را نه به صورت یک مجموعه چند ذینفعی که علی القاعده باید سهامدارن بزرگ و خرد زیادی داشته باشد، که بصورت ملوک الطوایفی اداره کنند. هر سهامدار بزرگی در یک قلمرو صاحب نفوذ و اختیار بوده و حتی مثلاً در هیات مدیره مخابرات ایران حتی رییس و نایب رییس آن هم از یک سهامدار انتخاب شوند تا مبادا...
البته هنوز نوبت بازی به ضلع سوم سهامداران یعنی دولت نرسیده است؛ چه آنکه بر اساس فرضیه پیش گفته،انتخاب مدیرعامل شرکت مخابرات ایران بعهده این گروه خواهد بود.در اینکه چرا دولت و دیگر سهامداران به این امر رضایت داده اند که مدیریت مخابرات به دولت برگردد، دلایل متعددی می توان گفت؛از جمله اینکه انتخاب فردی با میل و اراده مدیران دولتی مسایل مربوط به تغییر تعرفه ها و گران تر شدن نرخ خدمات مخابرات را بسیار آسان کرده و لذا سازمان تنظیم مقررات غیرمستقل و وابسته به دولت، به سادگی با افزایش تعرفه ها موافقت و عملاً حدود هزارمیلیارد تومان سود بیشتر را به سهامداران تشنه سود اضافه خواهد کرد. چه آنکه حسب  نگاه آنان هر مدیر نوگرایی هم که بر کرسی مدیریت مخابرات تکیه زند، چه باید بکند که مثلاً هم تعرفه ها پایین بیاید و هم حدود هزار میلیارد تومان به سود آنها اضافه شود؟ درحالی که حضور یک مدیر هماهنگ دولتی سبب می شود که در یک جلسه کمیسیون تنظیم مقررات با یک قیام و قعود تغییر تعرفه ها به تصویب برسد. حال آنکه این تغییر تعرفه ها و افزایش صورت حساب های مخابراتی مردم کوچه و بازار، چه به روز اعتماد و امید مردم به دولت خواهد آورد، بماند.
اما درسوی دیگر ماجرا چرا وزراتخانه مشتاق است که مدیریت مخابرات را پس بگیرد؟
شرکت مخابرات ایران با بیش از 60 هزار پرسنل رسمی و غیررسمی و با گستره فعالیت در کلیه استان های کشور، صندوق قابل اطمینانی برای هزینه کرد بعض مخارجی خواهد شد که قاعدتاً برای صرف آنها از کانال باریک نظارت دیوان محاسبات و سازمان بازرسی و.... در بودجه های دولتی با دشواری هایی مواجه خواهند شد.
پس زنده باد بازگشت به عقب و واگذاری مدیریت مخابرات به دولتی ها، دریافت تضمین سود مازاد مثلا هزار میلیارد تومانی برای تازه سهامداران و اجازه خاصه خرجی برای دولتی ها. یک حساب ساده هم می گوید اگر خودرو گران و رئیس جمهور هم مکدر شد، آب که از آب تکان نخورد. در افزایش تعرفه های مخابرات هم رییس جمهور که تا کنون مکدر نشده اند؛ پس باکی از ناامیدی مردم نیست. اما تنها کورسوی امیدی که در این وانفسای لت و پار شدن مخابرات می توان دید، حضور واعظی در صدر وزراتخانه و جهانگرد در هیات مدیره مخابرات است. چه آنکه واعظی که خود زمانی در رأس مخابرات ایران بوده، علی القاعده بیشتر و بهتر از هر کسی بر آفات مدیریت دولتی بر شرکت بزرگ و عریض و  طویلی همچون مخابرات اشراف دارد و هم آنکه جهانگرد که مشهور به نوگرایی و داشتن نگاه استراتژیک با امید به آینده است، نیک می داند که بازگشت به عقب و اعمال حاکمیت از نوع عهد قجری بر شرکت مخابرات ایران راه ورود فیل ها را بیش از پیش بر این صحنه باز کرده و در فردای پس از رفع تحریم ها حتما شرکت های کوچک 55 نفری بین المللی( با ارزش قیمتی معادل مخابرات ایران ) بسیار راحت تر خواهند توانست مخابرات قطعه قطعه شده و ملوک الطوایفی را از سر راه بردارند.جا دارد حال که در یک بزنگاه تاریخی علی القاعده فرمان اداره مخابرات ایران به این دو بزرگوار سپرده شده است، با نگاهی به جلو مدیری از جنس فردا برای اداره شرکت مخابرات ایران انتخاب کنند، که دیدیم حتی وقتی کی روش و ولاسکو  به صحنه ورزش های تیمی ما یعنی فوتبال و والیبال آمدند نتایج آنها کمتر از کشتی نبود. پس باید مدیرانی از جنس تغییر بر این شرکت حاکم شوند؛ حتی اگر با هزینه های میلیون دلاری از میان مدیران اپراتورهای معروف جهانی به استخدام درآیند. نه آنکه در تسلیم به روزمرگی تن به انتخاب های دم دستی و واپسگرایانه بدهند؛ حتی اگر این نوع انتخاب خرده مشکلات امروزی آنها را موقتا حل کند. که، «سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر».


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :