fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 5957
    تاریخ انتشار : 23 بهمن 1390 1:58
    تعداد بازدید : 571

    ۱۰ کابوس وحشتناک دنیای ادبیات

    چندی پیش ده کابوس برتر تاریخ ادبیات از سوی نشریه گاردین و به انتخاب جان مولان، منتقد این نشریه معرفی شد.

    خبر آنلاین- منتقد نشریه گاردین در فهرستی که اواخر اولین ماه سال 2012 در این نشریه منتشر کرد نام نویسندگانی مانند "جی کی رولینگ" و "امیل زولا" را در کنار هم قرار داد.فهرست جان مولان از ده کابوس برتر دنیای ادبیات از این قرار است:
    1- کلاریسا، نوشته ساموئل ریچاردسن: کلاریسا پیش از آشنایی با رابرت لاولیس خبیث، یک کابوس ترسناک می‌بیند که درواقع هشداری است درمورد رابرت: «با چاقو قلبم را پاره پاره کرد و بعد مرا در گوری که کنده بود پرت کرد، کنار یکی دو جسد نیمه متلاشی شده دیگر. بعد با دست و پا به رویم خاک ریخت».2- فرانکنشتین، نوشته مری شلی: ویکتور فرانکنشتین که شب و روز روی ساختن هیولای بی‌نام خود کار کرده به خواب می‌رود و رویایی می‌بیند که در آن کنار الیزابت، محبوبش است اما ناگهان زن به چهره مادر مرده‌اش درمی‌آید که کِرم از روی بدنش بالا می‌رود. ویکتور از خواب می‌پرد و هیولایش را می‌بیند که بالای سرش ایستاده است!3- اعترافات یک انگلیسی، نوشته توماس دوکوئینسی: دوکوئینسی مدت‌هاست فقط کابوس می‌بیند؛ «انگار که هر شب به شکاف و ورطه‌ای تاریک و ظلمانی سقوط می‌کنم، در اعماق ظلمات، گویی رها یافتن من از این ظلمت ناممکن است. حتی با بیدار شدن هم حس رهایی نمی‌کنم».4- رنج‌های خواب، نوشته ساموئل تیلور کلریج: اینجا هم با گفتارهای یک معتاد روبه‌رو هستیم.5- بلندی‌های بادگیر، نوشته امیلی برونته: لاک‌وود بیچاره پس از سفری به بلندی‌های بادگیر در برف می‌ماند و مجبور می‌شود شب را همانجا سپری کند. او خواب می‌بیند که دستش را از پنجره بیرون گرفته و انگشت‌هایی یخ زده دست او را لمس می‌کنند. صدای گریه می‌آید و بعد ناگهان چهره ترسیده کودکی پدیدار می‌شود. این چهره کتی است.6- موبی دیک، نوشته هرمان ملویل: ناخدا ایهب در خوابی آشفته و ترسناک فریاد می‌زند. همه کابوس‌های او نتیجه سودای شکار یک نهنگ است.7- ترز راکن، نوشته امیل زولا: ترز به همراه لورن تصمیم گرفته شوهر بیمارش، کامیل را غرق کنند، اما احساس گناه لورن را رها نمی‌کند: «خواب دید... که جسد مرد غرق شده روی تنش افتاده است و به او چسبیده.»8- کابوس یک کودک، نوشته رابرت گریوز: لولویی مخوف کنار تخت کودکی ایستاده است و با صدای بی‌رحم و بی‌احساس می‌گوید: «گربه... گربه... گربه»، سال‌ها بعد این خواب کودک را که حالا شاعر شده و سرباز است رها نمی‌کند.9- دفترچه طلایی، نوشته دوریس لسینگ: آنا وولف که گذشته تلخی داشته در دفترچه‌ای آبی رنگ ترس‌هایش را می‌نویسد. در کابوس‌هایش مردی کوتوله تهدیدش می‌کند: «مسخره‌ام می‌کند، آزارم می‌دهد، کاش مرا می‌کشت، کاش مرگ سراغ من می‌آمد.»10- هری پاتر و محفل ققنوس، نوشته جی. کی. رولینگ: همیشه به کابوس‌هایتان اعتماد نکنید. مثلا کابوس شکنجه شدن سیریوس بلک. هری پاتر به نجات سیریوس بلک می‌رود اما این یک دام است.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :