fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 6491
    تاریخ انتشار : 6 اسفند 1390 1:28
    تعداد بازدید : 1904

    در گفت و گو با مريم حاجي پور، مدير پروژه هوش تجاري شرکت خدمات انفورماتيک بررسی شد:

    مديريت سونامي داده ها با هوش تجاری

    چندي پيش در جريان کنفرانس جهاني بانکداري الکترونيکی مريم حاجي پور، مدير پروژه هوش تجاري شرکت خدمات انفورماتيک، مقاله ای با عنوان «سامانه انباره داده و کاربرد هوش تجاري در صنعت بانکداري» ارایه کرد. این مقاله پرداختن به موضوع هوش تجاری و انباره داده را در مديريت بانکداري نوين اجتناب ناپذير دانسته است.

    گفت و گو :اقدس قلی زاده

    هوش تجاري به عنوان يک معماري مشتمل بر طيف وسيعي از سيستم‌هاي اطلاعات مديريتي، برنامه‌هاي کاربردي و تکنولوژي‌هاي جمع آوري، ذخيره‌سازي، تجزيه و تحليل و ايجاد امکان دسترسي مدیران به داده به منظور تصميم‌گيري‌هاي بهتر تعريف می شود.
    بانک‌ها به دليل رويارويي با حجم زياد داده‌هاي ناشي از عمليات روزانه سيستم‌هاي عملياتي، با مشکلاتي از جمله نحوه جمع‌آوري، نگهداري، تحليل و استفاده موثر از آن مواجه شده‌اند که وجود سامانه انباره داده مي‌تواند از اثرات تخريبي ناشي از سونامي داده‌ها جلوگيري کند.
     براي آشنايي بيشتر با اين مقوله نو اما  مهم در توسعه بانکداري نوين مصاحبه‌اي با مريم حاجي پور ترتيب داده ايم که در ادامه می‌آید.

    برای ورود به بحث، بد نیست تعريف مختصري از پروژه هوش تجاري ارایه ‌دهید.
    سرآغاز شکل گيري، پروژه اي بود به نام انباره داده يا Data Warehouse. سامانه اي که سال‌ها بود ضرورت وجود آن در شرکت مطرح شده بود؛ به طوري که بسياري از مشکلاتي که شرکت در پاسخگويي به مشتريان داشت، به راهکار انباره داده ختم می‌شد. اگر دقيق تر بخواهم بگويم از سال 1386 بنا به دلايل زيادي زمزمه نياز به استفاده از انباره داده و پياده‌سازي آن در شرکت مطرح شد. اين موضوع مديريت‌هاي مختلف در شرکت را به فکر تهيه محصول انداخت. اين امر باعث شده بود که پروژه توسط چندين گروه مورد بررسي قرار بگيرد. اين بررسي‌ها شامل شناسايي محصولات و شرکت‌هاي خارجي می شد و چندين بازديد هم در اين سال‌ها از کشورهاي مختلف انجام شد. در نهايت تيرماه 1388، طرح توجيهي لزوم پياده‌سازي انباره داده را تهيه کردیم. در آن مقطع با توجه به اينکه شرکت خدمات انفورماتیک سيستم‌هاي جديد و خدمات جديدي را ارایه مي کرد و حجم تراکنش‌هاي روزانه در بانک‌ها هم بالاتر مي‌رفت، ضرورت پياده‌سازي سامانه انباره بيش از پيش نمايان مي‌شد.
    پروژه سامانه انباره داده، يک پروژه مستمر و رو به رشد است و ماهيتا با ساير پروژه‌ها و سيستم‌هايي که پياده‌سازي مي‌شوند، تفاوت دارد. هر سيستمي، نامي دارد و بر اساس آن تحليل و طراحي و ساخت انجام مي‌شود. اما سامانه انباره داده سامانه‌اي است که رشد خودش را از Business Analytic Theme يا به تعبيري موضوعات تحليلي کسب و کار خواهد د‌اشت. چرا که اصولا سامانه انباره داده، پايگاه داده تحليلي است که اطلاعات را از منابع اطلاعاتي مختلف، توزيع شده و ناهمگون دريافت مي‌کند و به صورت يکپارچه، پالايش شده، موضوع گرا، قابل دسترس در بازه زماني مشخص و طولاني، تجميعي، قابل تحليل، غيرقابل تغيير، بسيار حجيم و تحت ساختار چند بعدي ذخيره مي‌کند. به همين دليل تا زماني که پويايي در محيط کسب و کار وجود دارد، موضوعات قابل تحليل از زواياي مختلف نيز براي کسب و کار پيش خواهد آمد، پس نياز به بررسي موضوعات بر اساس اقلام اطلاعاتي در سامانه انباره داده، وجود خواهد داشت. اين اطلاعات نياز به سيستمي است که بتواند با رويکرد کسب و کار هوشمند اين اطلاعات را به نحو مناسبي براي مديران و دانش ورزان به تصوير بکشد که در قالب هوش تجاري خودش را نمايان مي کند.

    هوش تجاری در شرکت خدمات انفورماتیک محصول است یا یک پروژه؟
    ما هوش تجاري را نه به عنوان يک محصول و نه به عنوان يک سيستم، بلکه به عنوان يک معماري شامل مجموعه‌اي از برنامه‌هاي کاربردي و تحليلي مي شناسيم که به استناد پايگاه‌هاي داده عملياتي و تحليلي و با هدف کمک به اخذ تصميم براي انجام فعاليت‌هاي هوشمند در کسب و کار طراحی می شود. جايگاه ويژه ايجاد انباره داده و سيستم‌هاي هوش تجاري در فعاليت‌هايي از قبيل مبارزه با پولشويي، کشف تقلبات، ايجاد پروفايل کامل از مشتريان و تهيه گزارش‌های تحليلي و تجميعي از سامانه انباره داده و ساير محصولات، مشهود است.

    چه ضرورت‌هايي مدیران شرکت را به سمت طراحی پروژه هوش تجاری کشاند؟
    مغايرت‌هاي زياد به دليل گسستگي در Source System‌ها، نبود امکان نگهداري سوابق و اطلاعات تاريخي، زمان‌بر بودن بازيابي اطلاعات تاريخي براي گروه عمليات بانکي، عدم امکان اجراي پرس و جوهاي پيچيده روي اطلاعات، وجود مشکلات فني در پاسخگويي به نياز مشتريان و بالا بودن زمان عمليات Batch شبانه به دليل توليد گزارش‌های متنوع روزانه از جمله دلایلی است که توجه مدیران را به ضرورت روزافزون استفاده از این معماری جلب کرد.

    آيا پروژه فعلي با طرح اوليه کاملا تطبيق دارد يا در جريان کار با تغييراتي مواجه شد؟
    اوايل آذر ماه 88 اعلام شد که باید آمادگي‌ لازم در خصوص انجام پروژه انباره داده را داشته باشيم. ضمن اينکه تاکيد شد که بايد سريعا طرح پياده‌سازي و راه اندازي سامانه انباره داده تهيه و ارایه شود. قطعا ابتدا نياز بود که تحقيقات و بررسي‌هاي تکميلي در خصوص مفاهيم، معماري، نحوه مدلسازي، ملزومات پروژه‌هاي انباره داده، گام‌هاي اجرايي آن و استانداردهاي موجود در اين زمينه انجام بگيرد. بررسي‌ها انجام و مستندسازي شد به طوري که برنامه کلي پروژه انباره داده پايان آذرماه همان سال ارایه شد. در مرحله بعد لازم بود به منظور رسميت بخشيدن به اين پروژه در شرکت و اخذ مجوزهاي مديريتي، منشور پروژه تنظيم و ارایه مي شد. اگر چه پروژه انباره داده يک پروژه وسيع است و با يک فرآيند رو به رشد شکل مي‌گيرد اما لازم بود که منشور پروژه به نحوي تنظيم مي‌شد که دامنه آن بتواند در مرحله اول نيازها و مشکلات مشخص شده در مرحله شناخت را پوشش دهد. زماني که در حال تهيه اين پيش نويس بوديم، تحقيقاتي هم در زمينه محصولات، ابزارها و نرم‌افزارهاي مطرح در پياده‌سازي انباره داده و محصولات هوش تجاري انجام دادیم.
    نمونه های مختلفي بررسي شد، استانداردها مورد مطالعه  قرار گرفت و  تجربیات موفق (Best Practice‌) ارزیابی شد و با استفاده از این بررسی ها  متدولوژي شرکت در اجراي پروژه تبيين شد. اما بررسي‌هاي تکميلي، حاکي از آن بود که احتمال تغيير ماهيت منشور پروژه انباره داده وجود دارد. در همين اثنا بحث مبارزه با پولشويي و نياز به سيستم اتوماتيک برای شناسايي مبادلات مشکوک هم مطرح شد. این موارد موجب شد که Scope پروژه تغيير کند و حتي نام آن هم از انباره داده به هوش تجاري تغيير يافت و منشور پروژه بر اساس هوش تجاري تبيين شد که اين آغازي بود در شکل‌گيري گروه هوش تجاري؛ گروهي که شرح وظايف و ساختار آن شناسايي شده بود ولي به دليل نياز به کسب مجوز مديريتي برای شروع رسمي پروژه، Scope تعيين شده در پروژه بسيار محدودتر از وظايف گروه هوش تجاري تعيين شد. به هر حال بر اساس متدولوژي تبيين شده، اقدام به آماده کردن نمونه اولیه (Prototype) کردیم، با اين هدف که Platform نهايي را هم خوب بشناسيم و حتي اگر مديريت تصميم به خريد محصول خارجي هم داشت، ما دانش کافي در زمينه پياده‌سازي را داشته باشیم.

    مگر قرار بود محصول خارجی خریداری شود؟
    اساسا گروه ما با خريد محصول خارجي مخالف بود، چون خريد محصول خارجي آن هم بدون Source، اثرات تخريبي بسياري به دنبال دارد که از مهم‌ترين آنها مي‌توانم به مواردي از قبيل هزينه‌هاي گزاف Modification‌هاي مورد نياز بانک‌ها، هزينه‌هاي نگهداری به ازای قابليت‌ها و سرويس‌هاي جديد، عدم انعطاف در انجام درخواست‌هاي مشتري و يا زمان بر بودن دريافت Modification‌هاي مورد نياز از شرکت خارجي  اشاره کنم که طبعا روابط قراردادي فيمابين، نحوه پرداخت‌ها شده يا حتي روابط سياسي در مقاطع زماني مختلف روی آن تاثیرگذار است و  پيآمد آن نارضايتي مشتريان، و مهم‌تر از همه تخريب روحي کارشناسان گروه، تبديل آنها به اپراتور محض و ايجاد فاصله زياد دانش اين کارشناسان با تکنولوژي‌هاي روز بود. از اين رو تلاش ما پياده‌سازي محصول توسط شرکت خدمات آن هم با جديدترين فناوري بود تا بتواند در صورت وجود رقيب، نسبت به آن پيشرو باشد.
    به هر حال ما جدي تر از قبل نسبت به پياده‌سازي سامانه انباره داده، سيستم هوش تجاري و محصولات مبتني بر سامانه انبار داده، بر اساس Platform نهايي که اوراکل بود، اقدام کرديم.

    اين پروژه جديد بود يا اينکه فعاليت مشابهي در بانک‌ها و شرکت‌ها انجام شده است؟
    اين پروژه در صنعت بانکي ايران، يک مقوله جديد است. تاکنون از طرف هيچ بانکي، موضوعي با عنوان طراحي و پياده‌سازي سامانه انباره داده طرح نشده است. در خصوص ارایه يک مدل بانکي هيچ شرکتي هم ادعا نکرده است اما شرکت خدمات انفورماتیک ادعاي مدل بانکي را در زمينه Data Warehouse دارد. مدیریت و راهبری اين نوع سيستم‌ها بسيار متفاوت از راهبري سيستم‌هاي OLTP است و Tuning‌هاي خاصي دارد. از آنجا که سوابق را نگهداري مي کنيم و Query‌هاي پيچيده بر روي حجم زيادي از داده بايد اجرا شود، لذا ما مراحل Volume Test را با داده غير واقعي ولي با حجم واقعي در شرايط مختلف انجام داده‌ايم و نتايج مناسبي را هم کسب کرده‌ايم. مراحل Stress Test را هم در حال انجام دادن هستيم. ضمن اينکه گاه تصور مي‌شود که سيستم هوش تجاري يعني سيستمي که هدفش ارایه چند گزارش باشد، حالا با شکل و شمايلي متفاوت از گزارشات سيستم‌هاي اطلاعات مديريتي. ولي واقعيت اين است که اين سيستم‌ها که از نوع سيستم‌هاي تصميم يار(DSS: Decision Support Systems) هستند تفاوت ماهوي با ساير سيستم‌هاي تراکنشي و اطلاعات مديريت دارند.
    بايد توجه داشته باشيد که بانک‌ها با مشکلات عمده‌اي در خصوص پایين بودن کيفيت داده مواجه هستند.
    در مقاله تان در پنجمين کنفراس بانکداري الکترونيکي  به واژه "سونامي داده" اشاره کردید. در این زمینه توضیح می دهید.
     اهمیت "سونامي داده"، آن هم در حالی که در اکثر بانک‌ها با کيفيت پایين داده مواجه هستيم، بسیار بالاست و مدیریت نشدن آن باعث مي‌شود که مديران در تصميم‌گيري با ريسک بالايي مواجه شوند. از سوی دیگر اشتباه در انتخاب شرکتي که بتواند آنها را از اين سونامي داده نجات دهد، مي‌تواند سازمان را به سمت سرمايه گذاري‌هاي اشتباه هدايت کند يا به دليل تاخير در دريافت اطلاعات مورد نياز، فرصت‌هاي سرمايه گذاري از دست برود.
    معتقد بوده و هستيم که اين موضوع جديد کسب و کار مي‌تواند شرکت را در يک موقعيت و جايگاه جديد قرار بدهد که بازار رقابتي بسيار بسيار اندکي دارد. زیرا تا شرکت‌هاي رقيب بخواهند شروع به کار کنند و موضوع را به درستي تحليل کنند، حداقل دو تا سه سال زمان مي‌خواهد که اين زمان، بدون احتساب ريسک‌هاي بي‌شماري است که ما شناسايي کرده ايم.

    اين پروژه در کاهش ريسک تصميمات بانکی چقدر نقش دارد؟
    اگر منظور اجراي اين پروژه است بايد بگويم قطعا انجام اين پروژه‌ها، ريسک تصميمات را کاهش مي دهد. اصولا فلسفه وجودي و ماموريت اينگونه سيستم‌ها که به عنوان سيستم‌هاي تصميم يار از آنها ياد مي‌کنيم، به مديريت‌ها به منظور کمينه کردن مخاطرات ناشي از تصميمات اتخاذ شده کمک رساني مي‌کنند. مسلما این موضوع به مدیران بانکی کمک می‌کند تا با دسترسی به اطلاعاتی که شفاف هستند تصمیمات کارآمدی اتخاذ کنند.
     
    نحوه طراحي و اجراي پروژه دربانک‌ها یکسان است یا مطابق با نياز مشتري طراحي و پياده‌سازي مي شود؟
    از ابتداي پروژه، بازار هدف تمام بانک‌ها تعيين شد و بر اساس آن يک نقشه راه (Road Map) اجرايي تعريف شد. در مورد بانک‌هاي طرف قرارداد شرکت، قطعا تغييراتي در مدل بانکي اوليه نخواهيم داشت. البته بر اساس درخواست‌هاي بانک قابليت‌هاي جديد در سيستم مي‌تواند وجود داشته باشد، اما در مدل بانکي تغييري نخواهيم داشت. در مورد ساير بانک‌ها که طرف قرارداد با شرکت نيستند هم رويکرد ما در تحليل، طراحي و مدلسازي داده به گونه‌اي بوده که مدل در عين عام بودن، از جامعيت و تماميت کافي برخوردار باشد. اما قطعا نمي‌توان انطباق با مدل داده را در تامين نيازهاي داده اي از طرف بانک‌هاي ديگر و زمان مورد نياز برای توجيه آنها در اين فرآيند ناديده گرفت. هر چند که پيش بيني مي شود با توجه به اقلام اطلاعاتي شناسايي شده در اين مدل، اين زمان به حداقل برسد. به همين دليل مي توان تا درصد قابل قبولي مطمئن بود که اقلام اطلاعاتي مورد نياز شناسايي شده در تمام بانک‌ها و سيستم‌هاي بانکي، در سامانه انباره داده موجود است. حتي تلاش شده که طبقه بندي اطلاعاتي هم در سيستم‌هاي موجود در شرکت انجام شود و مطابق با آن سامانه انباره داده به روز رساني و نهايتا مورد استفاده داشبوردهاي مديريتي و محصولات پياده‌سازي شده قرار گيرد.

    موضوعات مورد توجه در اين پروژه با توجه به استاندارد خاصي بوده يا توسط مهندسان شرکت تعريف شده است؟
    با توجه به Life Cycle هر پروژه يا سيستم، از مرحله امکان‌سنجي، تجزيه و تحليل، طراحي و ساخت و پس از آن عملياتي شدن و پشتيباني و حتي نحوه تجاري سازي و تهيه مستندات مرتبط با هر مرحله، قطعا مشمول رعايت يکسري اصول، قواعد و استانداردهاي خاص آن پروژه خواهد بود. لذا تلاش شده در تمامي اين مراحل استانداردهاي کسب و کار و فني رعايت شود، مخصوصا استانداردهاي بين‌المللي در خصوص محصولات و استانداردهاي موجود در زمينه سامانه انباره داده و معماري اينگونه سامانه‌هاست.

    در حال حاضر آيا پروژه عملياتي شده و مورد بهره‌برداري قرار گرفته است؟
    داریم فعاليت‌هاي لازم را برای استقرار آزمايشي، يعني فاز قبل از عملياتي شدن، طی می‌کنیم. ملزومات ورود به مرحله عملياتي را هم آماده کرده‌ايم. در خصوص نحوه تجاري سازي آن با همکاري معاونت بازاريابي و فروش شرکت  فعاليت‌هايي را آغاز کرديم. چون اين نوع سيستم‌ها گاه به لحاظ قراردادي و بازاریابی تفاوت‌هايي با ساير سيستم‌ها دارد. برخي از بانک‌ها درخواست جلساتي در اين زمينه ارسال کرده‌اند که قطعا در زمان خودش و با اخذ مجوز، شرايط به مرور فراهم مي شود.
    البته بايد اشاره کنم که طي اين مدت با برنامه ريزي دقيق تهيه تجهيزات برای ورود به مرحله عملياتي انجام شده  يا در حال انجام است که اميدواريم مابقي مراحل هم طبق برنامه‌هاي پيش‌بيني شده پيش برود.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :