fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 86327
    تاریخ انتشار : 9 آبان 1394 15:2
    تعداد بازدید : 993

    رویاها را تکذیب نکنید، تشریح کنید

    شبنم کهن چی- ما بلند بلند فکر می کنیم. و چون این روزها بازار محتوای سبک زندگی داغ است و هی توصیه می شویم به رویاپردازی، رویاهایمان را هم بلند بلند می گوییم. تاکید شده است که هر چقدر بیشتر رویاهایمان را با ریزه کاری هایش به تصویر بکشیم، سریع تر محقق می شوند. من که خودم هر روز درباره حساب چند میلیاردی ام دارم رویاپردازی می کنم. در رویای دیگرم قرار است تعطیلات عید را هم یک سر بروم دفتر سانفرانسیسکوی توییتر و با جک دورسی ملاقات کنم. اگر خوشم بیاید از مدیریت جدید جک، شاید سهام توییتر را بخرم. خیلی هم بلندپروازی نمی کنم شاید جای آن شاهزاده عربستانی را بگیرم و بشوم نفر دوم توییتر. در این صورت یک نشست زنده در پریسکوپ برگزار خواهم کرد. شما می توانید بهار امسال با هشتگ #بهارتوییترایرانی سوالات خود را از من به عنوان دومین سهامدار توییتر بپرسید. بعد از آن قصد دارم با یکی از بالن های فیس بوک به اندونزی سفر کنم و یکصد سلفی با ابرها و پرنده ها و آسمان آبی بیندازم و پس از آپلود آن در اینستاگرام، نمایشگاهی هم در یکی از سالن های هنری پاریس بگذارم. هنگام برگشت به وطن هم نمایندگی فیس بوک را می گیرم تا اولین دفتر نمایندگی فیس بوک را در کشور تاسیس کنم و یک دستگاه عریض و طویل پایش راه بیندازم و محتوای فیس بوک را رصد کنم. شما که غریبه نیستید ما ایرانی ها کلا عاشق رصد کردن هستیم. از چک کردن دایم آخرین حضور فلان کس در تلگرام گرفته تا آمار مهمانی و فلان گرفتن. از حالا حواس تان باشد این هشتگی که با عکس های سلفی خود می نویسید را فراموش کنید چون من حساسیت خاصی به هشتگ همین حالا یهویی دارم. ما هیچ چیز یهویی نداریم که. انگار که بگوییم من و eBay در ایران یهویی. یهویی که نمی شود باید کلی رویاپردازی کنید، بروید با eBay حرف بزنید، بکشیدش بیاوریدش بعد بگویید من و eBay یهویی. یا مثلا همین موتور جست وجوی یاندکس. البته اگر من بودم و قرار بود در مورد موتورهای جست وجو رویاپردازی کنم که قدرت پیدا کند و به واقعیت تبدیل شود، چرا یاندکس؟ این همه موتور جست وجوی معروف! من بودم می رفتم سراغ غولش، بزرگ فکر کنید! یاندکس؟ حالا غولش هم نه مثلا بینگ چه اشکالی دارد؟ حداقلش فیلتر نیست! خیلی هم بهتر از یاندکس است. من بودم رویاپردازی می کردم که خودم شخصا می روم دست لری پیج را می گیرم (البته با حفظ شئونات اسلامی باید بگویم آستینش را) برمی دارم می آورم یک سر برج میلاد. تهران پیشرفته و مدرن امروزی را از آن ارتفاع نشانش می دادم و می گفتم ببین لری، این شهر دنبال خیلی چیزها می گردد دفتر موتور جست وجوی گوگل را در تهران بزن که خودت هم برد می کنی. بعد لری جواب می داد که دوست عزیز در این مورد باید ساندرا تصمیم بگیرد، من حرفی ندارم. از آنجا که ساندرا یک آسیایی است، هندی است و ما هم فیلم های هندی خیلی دوست داریم- البته نه بخش رقص و آوازش را بلکه صحنه های اکشنش را- خیال مان راحت می شد و ساندرا را ندیدده قضیه را تمام شده فرض می کردیم و خبرش را از یک تریبون رسمی اعلام می کردیم.

    القصه اینکه دوستان، رویا خوب است و محقق می شود اگر جدی بگیریمش. باید یک توصیه جدی کنم و آن این است که نباید رویاهایمان را تکذیب کنیم. باید درباره اش خیلی جدی حرف بزنیم و با تمام نیرو به سمت خودمان بکشانیمش. من که رویای خرید سهام توییتر و سفر با بالن های فیس بوک و اخد نمایندگی فیس بوک و گوگل در ایران را دارم، صد سال بگذرد هم این ها را تکذیب نمی کنم. راه اندازی نمایندگی یک موتور جست وجوی نه چندان معروف یا همکاری با یک فروشگاه اینترنتی، یا حتی گشایش دفتر اپل در ایران که چیزی نیست بخواهم کمتر از 24 ساعت تکذیبش کنم. 
    روی رویاهایتان تمرکز کنید و باور داشته باشید به آنها می رسید. فقط چون رویای شما ممکن است با سرنوشت میلیون ها ایرانی سر و کار داشته باشد، رویاهای بزرگ در سر بپرورانید. 


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی