آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 86749
تاریخ انتشار : 16 آبان 1394 12:9
تعداد بازدید : 963

خرشاخ ها هم به بهشت مي روند

بله! مي دانم هنوز لغت «خرشاخ» در فرهنگستان ادب پذيرفته نشده! باقي خرداران (منظورم لغاتي مانند خرگوش، خرمهره، خرشانس، خرپول و غيره است) هستند ولي خرشاخ هنوز اعلام موجوديت نکرده؛ شايد هنوز درخواستي داده نشده که بررسي شود. شاید لزوم استعمالش احساس نشده. شاید هم حواسمان نبوده، کسی چه می داند! اين را <داشته> باشيد.


محمد معصوم
دقت کرده ايد چه گنجيه غني اي از عبارات و اصطلاحات  داريم؟ اصلا همين دو عبارت: گوش دراز شدن و شاخ درآوردن را درنظر بگیرید. مي بينيد درعين حال که يک معني مي دهند اما چه اختلاف ظريف و باريک و البته مهمي هم دارند! در شاخ درآوردن چندان تلاشي براي قضاوت و راستي آزمايي طرف مقابل انجام نمي شود؛ شنونده از گفتار طرف مقابلش به غايت تعجب مي کند درعين اين که يا نمي داند يا واقعا نمي خواهد از صحت و سقم موضوع بيان شده سردرآورد. اما در عبارت گوش ها... قضيه کمي متفاوت است! گوينده عبارت گوش هایم دراز است[البته با لحن کمی تحکم آمیز]، علي رغم علم به اين حرف منتسب به آقاي گوبلز که «دروغ را آن قدر بزرگ بگو و تکرارش کند تا همه باورش کنند» از هوش و شعور هم بهره اي برده. انصاف هم خوب چيزي است. اگر مردم باور مي کنند که کابل ها را کوسه و ماهي خورده اند، اگر مردم باور مي کنند«به دنبال قطعي مسيرهاي ارتباطي ترکيه و باب المندب، بخشي از ارتباطات بين الملل کشورهاي منطقه ازجمله ايران دچار کندي شده»، اگر مردم خيلي چيز هاي ديگر را هم باور مي کنند پس اين را هم باور مي کنند که دست اندرکاران تلگرام این چنین با مسوولان ما ندار هستند و حتی حرف شنوی هم دارند، که با تشری از سوی مقامات سریع به اشتباه خود پی برده زبان به اعتذار می چرخانند! آيا سکوت و عکس العمل نشان ندادن يعني باور کردن؟ پس با این وضع به قول شاعر باورم از رضايت نيست دلم اهل شکايت نيست! یا به قولی دیگر باور قلبتو بشکن و برگرد! اين را هم <داشته> باشيد.
درست است خارجيان از گنجينه ادب و حکمت ما بي بهره اند ولي مسلما اين چيزي از شوخ طبعي و ملاحت طبع آن ها نمي کاهد. همين موسس تلگرام مثلا! درحساب توييتري اش خواسته افشا کند که مقامات ايراني پيشنهاد همکاري براي مقاصد جاسوسي به تلگرام داده اند! بعيد مي دانم اين روس عزيز از افاضات جناب واعظی مبني بر همکاري مقامات ایرانی و تلگرامی جهت پالايش محتواي اين رسانه بي خبر باشد! بعيد مي دانم از بيانات دبيروقت شوراي عالي فضاي مجازي مبني بر ميزباني 30 درصد اطلاعات کاربران بي خبر باشد! و خيلي –بعيد مي دانم- ها و-بي خبر-ي هاي ديگر. پس تنها گزينه اي که اين پست توييتري را توجيه مي کند همان حس شوخ طبعي و «تو هم ما رو گرفتي» خودمان است! اين را هم <داشته> باشد.آقاي دکتر واعظي گفته بودند تلگرامیان به هرنحوی بوده مراتب عذرخواهی شان را به سمع و نظر ایشان رسانده اند (مهر-3مرداد94) ما که اصلا تعجب نکرديم؛ يعني مقداري تعجب کرديم اما نه خيلي! چون اين بار اول نيست که آقايان دکتران درر مي پراکنند! از آن وقتي که نوجوانان ما در آشپزخانه خانه هاي خود مشغول شکافت هسته اي شدند ديگر چيزي براي از دست دادن نداريم! برويد از خدا بترسيد! اين هم يک <داشته> ديگر.
اخيرا عزيزان دلسوزان سایت گرداب زحمت کشيده به چنین جمع بندی رسیده اند «(تلگرام)[ و احتمالا ما هو فی الآن] با همه بندهاي فهرست مصاديق محتواي مجرمانه قابل تطبيق است» و در ادامه نیز اینگونه رهنمود داده اند که « به مسئولان وزارت ارتباطات پيشنهاد مي کند براي اين موضوع نيز چاره اي بينديشند و موضوع را به گونه اي با مديران نرم افزار مذکور حل و فصل کنند.» گمان می کنم چند مورد هم که چاپ نشده، احتمالا یا از قلم افتاده، یا بزرگواران بزرگواری کرده به ملت تخفیف داده اند، یا دیگر رویشان نشده، یا خیلی «یاهای» دیگر.مواردی از این قبیل که «براي اين موضوع نيز چاره اي بينديشند » يعني به طرف مقابل بفهمانید،  يا حق با من است يا تو نمي فهمي حق با من است! يعني همان چاره اي که براي وايبر و وي چت و توييتر و فيس بوک و کلا قبلی ها انديشيديم برای تلگرام هم! يعني چرا هر تدبیری مي انديشيم آن ها هم هي تدبیر جديدي مي انديشند! يعني آخ اگر بشود براي اين اينترنت گوری به گوری هم يک چاره دائمي بيانديشيم چه مي شود! اين هم <داشته> باشيد ايضا.
حالا نه بارها در روز، ولي حتما شده در گفت وگوهامان از اين دو تعبير استفاده مي کنيم که «مگر گوش هايم دراز است»، (مگر گوش هايم مخملي است و عباراتي با اين مضمون) و «شاخ درآوردم». هرکدام هم جایگاه استفاده مشخصی دارند؛ نمی شود یکی را به جای دیگری استفاده کرد ولو هم معنی باشند. مگر بفرما و بنشین و آن دیگری هم سنخ نیستند؟ ولی بعضا پیش می آید موقعیتی حاصل شده که هردو عبارت را می طلبد آن هم توامان. آن جا که عزیزی در چشمان ما زل زده و طوری به ما سخن حواله می دهد که بلانسبت شما،بلانسبت شما، مخاطب که آن موجود فرض شده هیچ، بگذار از تعجب شاخ هم دربیاورد. موافقید خرشاخ چقدر برازنده این صحنه می شود؟ مطمئنا خدا کسي که از این سخنان(!) مصلحتي مي گويد و برآن بسیار پافشاری می کند را دوست داشته و به بهشت مي برد؛ چون اين بسيارسخن گوي مصلحتي، خيلي صلاح مردم را مي خواهد. پس خیالمان تخت، در بهشت برای همه جا هست. اين را <داشته> باشيد.
اين همه <داشته> را داشتيد؟ با يک شعر بي ربط جناب خيام تمامش مي کنم :
گاوي ست در آسمان و نامش پروين   
يک گاو دگر نهفته در زير زمين
چشم خردت باز کن از روي يقين    
زير و زبر دو گاو مشتي خر بين


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :