fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 87240
    تاریخ انتشار : 23 آبان 1394 13:12
    تعداد بازدید : 904

    جیب برها، خودپرداز دزد می شوند

    شبنم کهن چی -سر کوچه پایینی یک عدد صندوق صدقه است و تا وقتی سر کوچه پایینی یک عدد صندوق صدقه است، من هر چند روز یک بار آقا سیخی را می بینم. اسمش را نمی دانم، شاید خودش هم یادش نیاید چون بعید می دانم کسی صدایش بزند. من خودم چند بار دیدم آقایان رهگذر به جایی اینکه صدایش بزنند و بپرسند «دوست عزیز با سیخت چه می کنی؟» با آوایی نامناسب از حروف ندایی مانند «آهای»، «هوی» و کلمات دیگری صدایش می زنند که بهتر است به دلیل جلوگیری از تشویش اذهان عمومی از نوشتن آنها خودداری می کنم.

    داشتم می گفتم من اسم فرد مذکور را نمی دانم، لذا برایش اسم گذاشتم: آقا سیخی. ایشان با یک کیسه پارچه ای بزرگ کبود – می گویم کبود چون احتمالا کرم رنگ بوده و از بس روی زمین کشیده شده یا جای کثیف گذاشته شده به دودی تغییر رنگ داده است- در تاریکی ظاهر می شود. یعنی نمی بینی اش، بعد یهو کنار صندوق سر کوچه پایینی می بینی اش در حالی که سیخش را به دقت نگاه می کند تا انحنای لازم را داشته باشد.
    این تعریف ها را کردم که بگویم زمانه عوض شده. آقا سیخی ته تهش با آن سیخ کج و کوله از صندوق صدقه چقدر می خواهد بیرون بکشد؟ آن هم با آن اسکناس های کهنه ای که اغلب ما برای خلاص شدن حواله صندوق می کنیم. کلش می شود یک قاشق از آش در جاش. زمانه عوض شده آقا، این روزها آش را با جایش می برند. 
    هر چند علم پیشرفت کرده و دزدهای محترم می توانند با هک کردن حساب های بانکی، ارسال پیامک های کلاهبرداری حتی از داخل زندان، اقدام به دزدی کرده و به نرخ روز دزدی کنند، اما یک حالا یک مقام مسوول پلیس خبر داده در کرمان دو دزد کلا خودپردازهای بانکی را می زدند زیر بغل و با خود به خانه می بردند! می دانم، الان با خودتان فکر می کنید «دزدها پیشرفت کردن!». اما اگر یک سرهنگ در شیراز این خبر را اعلام کرده بود، چیز دیگری می گفتید. چرا بین شیراز و بقیه فرق می گذارید. حالا بگذریم. دوستان، شبانه هفت خودپرداز را بغل کرده و به خانه بردند. یعنی هفت شب، رفته اند دم هفت بانک، قشنگ سر فرصت دستگاه را از جا درآورده، زده اند زیر بغل برده اند. دزدان، انسان هایی بسیار قانع هم بودند. چون با وجودی که خودپرداز زیر بغل در شهر تردد می کردند و کسی هم نتوانسته بود به خاطر پیچیدگی ناشی از نبودن دوربین مدار بسته آنها را شناسایی کند، دست از دزدی برداشته، آب توبه بر سر ریخته رفتند سر زندگی شان. یک ماه بعد از توبه آنها، سرهنگ و همکارانش گفتند توبه گرگ مرگ است و ایشان را دستگیر
     کردند.
    با تشکر از سرهنگ و رفقا، لازم است اشاره کنم راست می گویند که تخم مرغ دزد، شتر دزد می شود. من منتظرم ببینم آقا سیخی کی پیشرفت می کند؟ شب ها کابوس می بینم یک روز صبح که می خواهم بروم سر کار، بانک سر کوچه پایینی غیب شده باشد و جایش کوله کبود اقا سیخی مانده باشد.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :