آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 95339
تاریخ انتشار : 1 اسفند 1394 10:3
تعداد بازدید : 805

انتخابات در رسانه های اجتماعی نبردی برای نام و نان

کیفیت برگزاری انتخابات، می تواند معیاری برای سنجش بلوغ، قانون مداری و آزادی هر جامعه ای باشد. در ایران انتخابات طی یک دهه گذشته، فرآیند حساس و پر تنشی پشت سر گذاشته است. این تنش و حساسیت به دلایل زیادی از جمله مدیریت سیاسی، بزرگ شدن جامعه جوان و تحول دنیای رسانه ها به وجود آمده است. اثرگذاری رسانه ها در انتخابات ریاست جمهوری در اواخر دهه 80 و اتفاقاتی که در پی آن رخ داد بر هیچ کس پوشیده نیست. شاید از همان روزها بود که قدرت رسانه های اجتماعی وحشت و امید را به جامعه تزریق کرد؛ وحشت از فراگیری، سرعت و غیرقابل کنترل بودنش، امید به دیده شدن و تاثیرگذاری اش. انتخابات 88 باعث شد هم حاکمیت، هم ملت به رسانه های اجتماعی از بعد دیگری نگاه کنند. واکنش ها در ابتدا کاملا طبیعی بود؛ تحدید و حمله به رسانه های اجتماعی از یک سو و استقبال و بالا گرفتن تب استفاده از آنها از سوی دیگر. مرور زمان و چرخش سیب، امروز ما را به جایی رسانده اند که رسانه های اجتماعی تبدیل به یکی از اصلی ترین ابزارهای اطلاع رسانی وتبلیغات انتخاباتی شده است. حالا «نقش رسانه های اجتماعی در انتخابات» تنها دغدغه کاندیداها و رای دهندگان نیست؛ این «نقش» بین بازاریابان سیاسی و اقتصادی، نبردی برای کسب نام و نان به وجود آورده است. انتخابات برای این دسته از تاجران اطلاعات، بازی دو سر برد است؛ بردی برای کسب درآمد و بردی برای تبلیغات فراگیر. اما این بازی سه سر دارد؛ تاجران، نامزدها و مردم. سر سوم بازی انتخابات آن سری است که شاید قسمتش فقط باخت باشد.

شبنم کهن چی
شبکه باز شدن سیاسیون نه تنها در ایران بلکه در تمام کشورها به خصوص کشورهای توسعه یافته، امری مبارک است. شبکه های اجتماعی، پلی بی واسطه بین سیاستمداران و مردم هستند که در کنار مزیت هایشان می توانند آتش کشمکش های سیاسی را تند کنند. کارآمدی و ناکارآمدی این شبکه ها به آگاهی سیاستمداران از فضای شبکه های اجتماعی و استفاده هدفمند و برنامه ریزی شده از این فضا وابسته است؛ دو عاملی که در اغلب اوقات شتاب زدگی در رقابت آنها را پس می زند. 

 نام در مقابل نام
در آستانه انتخابات مجلس و خبرگان، شاهد فعالیت انتخاباتی بسیاری از افراد در رسانه های اجتماعی هستیم که به صورت مستقیم و غیر مستقیم به نامزدها، احزاب یا ائتلاف ها وابسته هستند. در بیشتر مواقع این فعالیت ها بیش از آنکه از سر هوشمندی و هدفمندی باشند، از سر شتاب زدگی و حضور صرف است. بسیاری از آنها هیچ ایده و خلاقیتی برای حضور موثر در فضای مجازی ندارند و صرفا با انتشار چند تیتر خبری در این فضا به حیات خود در دوره انتخابات ادامه می دهند. آنها نسبت به بستری که از آن برای تبلیغات انتخاباتی استفاده می کنند آگاهی ندارند؛ جنس محتوایی که به واسطه آن در رسانه های اجتماعی حضور دارند، همان جنس محتوایی است که در رسانه های سنتی نیز تولید و منتشر می شود. این امر نشانه ناآگاهی و ناآشنایی با فضای رسانه های اجتماعی است که نهایتا منجر به ناموفق بودن تبلیغات شان در این فضا خواهد شد. هرچند بسیاری از آنها فقط به دلیل حضور رقبایشان وارد این فضا می شوند. اما حتی این رقابت و بازی «من هم هستم» باعث جدی گرفتن این ابزار نمی شود، در اکثر اوقات هر دو طرف فقط به داشتن یک نام در این فضا قناعت می کنند؛ نام در مقابل نام. 
اکثر کاندیداهای مجلس که در رسانه های اجتماعی حضور پیدا کرده اند تا حمایت کاربران را جلب کنند، کسانی هستند که پیش از این نه تنها در این فضا حضور نداشته اند بلکه اعتقادی هم به ضرورت استفاده از این ابزار برای برقراری ارتباط مستقیم با مردم ندارند. این هم مساله ای است که نشان می دهد فعالیت انتخاباتی آنها در رسانه های اجتماعی ناشی از شتاب زدگی رقابت است. حیات آنها در رسانه های اجتماعی منحصر به دوره تبلیغات انتخاباتی است و قبل و بعد از انتخابات هیچ اثری از آنها در این فضا نه دیده شده و نه 
می شود.
 ماهیگیران
شتابزدگی در رقابت از سوی نامزدهای انتخاباتی، بازار پرسودی برای ماهیگیران مقتصد به وجود آورده است؛ مجریان کاندیداها در شبکه های اجتماعی. برخی از فعالان جوان دنیای فناوری اطلاعات و ارتباطات با استفاده از دانشی که در طراحی و تولید اپلیکیشن، سایت و مدیریت رسانه های اجتماعی دارند برای دوره انتخابات بازاری ساخته اند که نان خوبی هم از آن درمی آورند. 
بسته های تبلیغاتی رسانه های اجتماعی که به کاندیداهای انتخابات پیشنهاد می شود، حداقل چندین میلیون تومان و حداکثر چند ده میلیون تومان قیمت دارد. برخی دیگر کمی خلاقانه تر وارد فضای انتخاباتی شده اند و سایت ها و اپلیکیشن هایی در این سوی پرده با هدف اطلاع رسانی دقیق و کمک به مردم برای انتخاب درست و در آن سوی پرده با هدف فروش بستر اطلاع رسانی به نامزدهای انتخاباتی راه اندازی کرده اند. 

 کانال خواران
در کنار سایت ها و اپلیکیشن های انتخاباتی، تلگرام را نمی توان یک رقیب دانست. تلگرام، غولی است که اپلیکیشن ها و سایت ها را خورده و کانال هایش میلیون ها کاربر را تسخیر خود کرده است. صدها کانال تلگرامی با موضوع انتخابات وجود دارد؛ برخی از آنها به صورت رسمی از سوی نامزدها، احزاب یا ائتلاف ها مدیریت می شود، برخی دیگر از سوی هواداران، تعدادی هم روی بسته های تبلیغاتی کاندیداها هستند و برخی کانال ها هم کانال های کمکی و موج ساز محسوب می شوند.
وضعیت انتشار محتوا در این کانال ها به گونه ای است که باید گفت میلیون ها کاربر ایرانی تلگرام هر روز بمباران اطلاعاتی می شوند. سیلی از تیترهای تکراری و اطلاعات ضد و نقیض از این کانال ها راه می افتد که سر سوم بازی انتخابات را سردرگم کرده است.

 شیب خطر
البته که استفاده از ابزاری به نام رسانه های اجتماعی که شامل اپلیکیشن های پیام رسان، شبکه های اجتماعی، سایت ها و وبلاگ ها می شود در ذات خود بد نیست. آنچه موجب نگرانی است، استفاده نادرست از این رسانه هاست. رشد قارچ گونه رسانه های مستقلی که در این بستر متولد می شوند از کانال های تلگرامی گرفته تا صفحات شبکه های اجتماعی، بیم افزایش خطا، شایعه و اخبار کذب را همراه دارد. شیطنت بسیاری از صاحبان این رسانه های مستقل برای ایجاد موج خبری و کنجکاوی در جامعه در کنار ناموثق بودن برخی منابع که منابع خبری این رسانه ها محسوب می شود، یک بازی است که در آن مردم متضرر می شوند. شرایط و نحوه استفاده از رسانه های اجتماعی، این رسانه ها را تبدیل به قیفی کرده که بدون فیلتر هر خبر و گمانه ای را به حلق مردم می ریزد و مردم میان سیل اطلاعاتی که منتشر می شود، سردرگم می مانند. شاید حتی بتوان گفت نامزدهای انتخاباتی نیز در این میدان، برنده محسوب نمی شوند چون در نهایت مردم نمی توانند در مورد انتخاب آنها تصمیم درستی بگیرند. در این میان تنها برندگان، ماهیگیرانی هستند که برای نان وارد میدان شده اند و بازنده واقعی و بزرگ این بازی، انتخاب درست است.

 بازار بزرگ تهران
بررسی فعالیت های انتخاباتی نشان می دهد در میان نامزدهای انتخاباتی، تهرانی ها در ورود به فضای مجازی پیشرو هستند. در بسیاری از شهرستان ها نامزدها به تراکت ها و بیلبوردها بیش از فضای مجازی اعتماد دارند. تهرانی ها اما به کانال های تلگرام و عکس های اینستاگرام خوش بین هستند و بیشترشان در این دو بستر پرطرفدار ایرانی فعال شده اند. برخی از آنها به به روز رسانی سایت خود اکتفا کرده اند و برخی دیگر توییتر و فیس بوک را نیز به برنامه های تبلیغاتی خود اضافه کرده اند که البته نسبت به اینستاگرام و تلگرام، بی رغبت تر آنها را به روز می کنند. برای نامزدها، رنگ بازی و عکس بازی لطف بیشتری دارد تا تولید محتوا. جست وجوی هشتگ هایی مانند #انتخابات #انتخابات94 #مجلس #خبرگان #انتخابات _مجلس_دهم #من_در_انتخابات_شرکت_می کنم و هشتگ هایی مانند این موارد در رسانه هایی مانند اینستاگرام، توییتر و فیس بوک علاوه بر اینکه می تواند گواه این مدعا باشد به شما کمک می کند به حجم عظیمی از اطلاعات نامزدهای مجلس و خبرگان دسترسی پیدا کنید.
به هر حال خوب یا بد، آماتور یا حرفه ای، سیاسیون ایرانی ظاهرا تصمیم به استفاده و سوار شدن به ابزارهای پیام رسان و شبکه های اجتماعی گرفته اند که روزی آن را مخل  سیاست می دانستند.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :