آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 250371
تاریخ انتشار : 10 آذر 1397 11:9
تعداد بازدید : 538

چهار نامه سربسته مدیریتی

علی شمیرانی- چندی پیش دوستی، یک داستان معروفِ مدیریتی را به این شرح تعریف کرد: مدیری که داشت از سازمانی می رفت، سه نامه سر بسته برای مدیر بعدی نوشت و به او گفت هر وقت به مشکل خوردی، به ترتیب یکی از این نامه ها را باز کن. مدیر جدید بعد از یک سال به مشکل برخورد و نامه اوّل را باز کرد. در نامه نوشته شده بود: «مدیریت قبلی را ملامت کن!»، وی نیز همین کار را کرد و امورات یکی دو سالی جلو رفت تا دوباره به مشکل برخورد، پس نامه دوّم را باز کرد، که نوشته بود «ساختار شرکت را عوض کن». مدیر این کار را هم انجام داد و یکی دو سالی به همین منوال گذشت و زمان خرید تا دوباره به مشکل برخورد! این دفعه، پاکت سوّم را باز کرد و دید که در آن نوشته شده: «سه تا نامه بنویس!»
undefined
Shemirani@
به نظم می توان این داستان مدیریتی را به این ترتیب به نوعی بومی سازی کرد:
نامه اول: «تا می توانی وعده بده!» وعده دادن روش خوبی برای خرید زمان است. این یعنی یک مدیر برنامه دارد و می داند چه می کند و از قضا برای اجرای برنامه هایش به تیم مدیریتی همراه با خود نیاز دارد و سپس باید عزل و نصب ها را شروع کرد و همین موضوع تا مدت ها فشار برای کار و خروجی را از سر مجموعه دور می کند.
 نامه دوم: «بگو دیگران همکاری نمی کنند.» مدتی که گذشت و فشارها برای خروجی و عملکرد خواستن رو به افزایش گذاشت، توپ مشکلات را در زمین دیگران شوت کن. مثلا می توان گفت بودجه کافی تزریق نشده، قوانین و مصوبات کم است یا شفاف نیست. پای موازی کاری ها را به میان بکش. انتظار طولانی برای تصویب آیین نامه ها را مطرح کن و هزار و یک مساله دیگر. به این ترتیب احتمالا چندسالی می توان رسانه ها را دست به سر کرد و فشارهای احتمالی را باز هم به تعویق انداخت و میز و صندلی خدمت را دو دستی و با حقانیت هر چه تمام چسبید.
نامه سوم: «سیاسی کاری و مظلوم نمایی کن.» سرانجام که دوره استفاده از تاکتیک دوم نیز به پایان رسید و باز هم فشارها شروع شد، بگو هیچ کس بی عیب و نقص نیست و من و همکارانم تمام تلاش مان را کردیم. البته می توان به منتقدان برچسب و اتهام هم زد و به کل سمت و سوی مطالبات را ناشی از سیاسی کاری و فشارهای رقیب برد.
نامه چهارم: «ژست اپوزیسیون بگیر.» در این مقطع البته که می توانی از خودت قهرمان هم بسازی و با ژست مخالف خوانی و اپوزیسیون، بگویی: من منافع عده ای فاسد را به خطر انداخته بودم و یک لحظه تصور کنید اگر من نبودم الان اوضاع چگونه بود!
این وضعیت برای شما آشنا نیست؟


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :