بازگشت «فناوران اطلاعات» پس از 42 روز
تاریخ انتشار
شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۵۷
آیتیمن- روزنامهنگاری، پیش از آنکه یک حرفه باشد، کنشِ معنابخشی و روایت واقعیت است. اما وقتی واقعیت، بهشدت دردناک است و ابزارهای اصلی روایت نیز از دسترس خارج شدهاند، نوشتن نهتنها دشوار، بلکه گاه بیاثر و حتی بیمعنا به نظر میرسد. اینترنت، که ستون فقرات روزنامهنگاری امروز و بهویژه روزنامهای با هویت فناوریمحور است، در این دوره یا بهکلی قطع بود یا چنان مختل که امکان دسترسی به منابع، ارتباط با خبرنگاران، راستیآزمایی اخبار و حتی آمادهسازی فنی صفحات را به کاری طاقتفرسا تبدیل میکرد.
اما مساله فقط فنی نبود. مساله، اخلاق نوشتن در زمانه سخت بود. در روزهایی که مردم نگران جان عزیزانشان بودند، کسبوکارها از کار افتاده بودند، ارتباطات قطع شده و جامعه در بهتی سنگین فرو رفته بود، پرداختن به فناوری، نوآوری یا حتی تحلیلهای معمول اقتصادی، برای ما شبیه نوشتن در خلأ بود؛ گویی واژهها به مقصد نمیرسیدند و مخاطب توان و میلی برای شنیدن نداشت.
اینترنت؛ از ابزار ارتباط تا شریان زندگی
قطعی و محدودسازی طولانیمدت اینترنت در ایران، بار دیگر نشان داد که اینترنت دیگر یک «امکان لوکس» یا «ابزار جانبی» نیست؛ بلکه به شریان اصلی اقتصاد، آموزش، ارتباطات اجتماعی و حتی زیست روزمره مردم تبدیل شده است. در حوزه اقتصاد، هزاران کسبوکار دیجیتال، استارتاپ، فریلنسرها و شرکت دانشبنیان که حیاتشان به اتصال پایدار به اینترنت جهانی وابسته است، در این دوره دچار توقف، زیانهای سنگین شدند. برآوردها نشان میدهد هر روز قطعی اینترنت، دهها میلیون دلار به اقتصاد ایران خسارت وارد میکند؛ خسارتی که نهتنها قابل جبران سریع نیست، بلکه اعتماد از دسترفته سرمایهگذاران و نیروی انسانی را نیز بهسختی میتوان بازسازی کرد.
در سطح اجتماعی، قطع اینترنت به معنای قطع ارتباط مردم با یکدیگر و با جهان است. محرومیت از تماس با خانواده و دوستان، ناتوانی در دسترسی به اطلاعات موثق و تشدید شایعات، همگی به افزایش اضطراب، خشم و احساس بیپناهی دامن زدند. ذهن انسان امروز به جریان مداوم اطلاعات خو گرفته و قطع ناگهانی این جریان، نوعی خلأ روانی و بیثباتی ایجاد میکند که آثار آن فراتر از روزهای قطعی باقی میماند.
در زندگی روزمره مردم نیز اینترنت نقشی اساسی ایفا میکند؛ از آموزش دانشآموزان و دانشجویان گرفته تا دسترسی به خدمات بانکی، درمانی و حتی سادهترین ارتباطات انسانی. قطع اینترنت، زندگی را از ریتم طبیعی خود خارج و بسیاری از امور عادی را به بحرانهای روزمره تبدیل کرد.
بازگشت، نه از سر عادت که از سر وظیفه
با همه اینها، روزنامهنگاری نمیتواند برای همیشه سکوت کند. وظیفه رسانه، ثبت واقعیت، روایت دردها و طرح پرسشهای دشوار است؛ حتی اگر پاسخها روشن نباشند. فناوران اطلاعات نیز پس از پشت سر گذاشتن این روزهای تلخ و غمناک، به این نتیجه رسید که بازگشت به انتشار، نه نشانه عادی شدن شرایط، بلکه تلاشی برای بازسازی ارتباط، گفتوگو و معناست.
ما بازمیگردیم، چون باور داریم سکوت طولانی، اگرچه گاه ناگزیر است، اما نمیتواند جایگزین روایت شود. بازمیگردیم با امید به اینکه بتوانیم در ادامه، محتوایی منتشر کنیم که همزمان صادق، مسئولانه و همدلانه باشد؛ محتوایی که آسیبهای قطع اینترنت، بحرانهای اقتصاد دیجیتال و پیامدهای اجتماعی آن را نه بهعنوان اعداد و نمودارها، بلکه بهمثابه تجربه زیسته مردم روایت کند.
این بازگشت، نه پایان بحران است و نه ادعای عبور از آن؛ تنها تلاشی است برای ایستادن دوباره پشت میز تحریریه، در زمانی که نوشتن همچنان دشوار است، اما بیش از همیشه ضروری.
اما مساله فقط فنی نبود. مساله، اخلاق نوشتن در زمانه سخت بود. در روزهایی که مردم نگران جان عزیزانشان بودند، کسبوکارها از کار افتاده بودند، ارتباطات قطع شده و جامعه در بهتی سنگین فرو رفته بود، پرداختن به فناوری، نوآوری یا حتی تحلیلهای معمول اقتصادی، برای ما شبیه نوشتن در خلأ بود؛ گویی واژهها به مقصد نمیرسیدند و مخاطب توان و میلی برای شنیدن نداشت.
اینترنت؛ از ابزار ارتباط تا شریان زندگی
قطعی و محدودسازی طولانیمدت اینترنت در ایران، بار دیگر نشان داد که اینترنت دیگر یک «امکان لوکس» یا «ابزار جانبی» نیست؛ بلکه به شریان اصلی اقتصاد، آموزش، ارتباطات اجتماعی و حتی زیست روزمره مردم تبدیل شده است. در حوزه اقتصاد، هزاران کسبوکار دیجیتال، استارتاپ، فریلنسرها و شرکت دانشبنیان که حیاتشان به اتصال پایدار به اینترنت جهانی وابسته است، در این دوره دچار توقف، زیانهای سنگین شدند. برآوردها نشان میدهد هر روز قطعی اینترنت، دهها میلیون دلار به اقتصاد ایران خسارت وارد میکند؛ خسارتی که نهتنها قابل جبران سریع نیست، بلکه اعتماد از دسترفته سرمایهگذاران و نیروی انسانی را نیز بهسختی میتوان بازسازی کرد.
در سطح اجتماعی، قطع اینترنت به معنای قطع ارتباط مردم با یکدیگر و با جهان است. محرومیت از تماس با خانواده و دوستان، ناتوانی در دسترسی به اطلاعات موثق و تشدید شایعات، همگی به افزایش اضطراب، خشم و احساس بیپناهی دامن زدند. ذهن انسان امروز به جریان مداوم اطلاعات خو گرفته و قطع ناگهانی این جریان، نوعی خلأ روانی و بیثباتی ایجاد میکند که آثار آن فراتر از روزهای قطعی باقی میماند.
در زندگی روزمره مردم نیز اینترنت نقشی اساسی ایفا میکند؛ از آموزش دانشآموزان و دانشجویان گرفته تا دسترسی به خدمات بانکی، درمانی و حتی سادهترین ارتباطات انسانی. قطع اینترنت، زندگی را از ریتم طبیعی خود خارج و بسیاری از امور عادی را به بحرانهای روزمره تبدیل کرد.
بازگشت، نه از سر عادت که از سر وظیفه
با همه اینها، روزنامهنگاری نمیتواند برای همیشه سکوت کند. وظیفه رسانه، ثبت واقعیت، روایت دردها و طرح پرسشهای دشوار است؛ حتی اگر پاسخها روشن نباشند. فناوران اطلاعات نیز پس از پشت سر گذاشتن این روزهای تلخ و غمناک، به این نتیجه رسید که بازگشت به انتشار، نه نشانه عادی شدن شرایط، بلکه تلاشی برای بازسازی ارتباط، گفتوگو و معناست.
ما بازمیگردیم، چون باور داریم سکوت طولانی، اگرچه گاه ناگزیر است، اما نمیتواند جایگزین روایت شود. بازمیگردیم با امید به اینکه بتوانیم در ادامه، محتوایی منتشر کنیم که همزمان صادق، مسئولانه و همدلانه باشد؛ محتوایی که آسیبهای قطع اینترنت، بحرانهای اقتصاد دیجیتال و پیامدهای اجتماعی آن را نه بهعنوان اعداد و نمودارها، بلکه بهمثابه تجربه زیسته مردم روایت کند.
این بازگشت، نه پایان بحران است و نه ادعای عبور از آن؛ تنها تلاشی است برای ایستادن دوباره پشت میز تحریریه، در زمانی که نوشتن همچنان دشوار است، اما بیش از همیشه ضروری.






























